سلام،
من 18 سالمه و عید دو سال پیش توی یه گروه مجازی با یک دختری آشنا شدم ما باهم شروه به صحبت کردیم و رفیق شدم
{ اون قبلا پارتنری نداشته و منم همینطور } و اینم بگم من اصلااا ذهنم دنبال دختر بازی رفیق بازی یا این چرت پرتا نیست و روی هدفام تمرکز دارم
ما باهم حدود 1 سال رفیق بودیم که کم کم رو هم حس پیدا کردیم و عاشق هم شدیم و شهریور فکر کنم 1401 وارد رابطه شدیم و حدود یک سال توی رابطه بودیم تا همین امروز
ولی چون رابطه ما لانگ بود و از طرق صفحه مجازی باهم آشنا شده بودیم من زیاد نمیتونستم اون دختر رو ببینم و فاصلمون یک شهر بود و من توی این یک سال رابطه عاطفی سه بار قرار و دو بار با خواهراش و دوستای من و گروهی باهم بیرون رفتیم
من توی اون مدت دوستی میدونستم که این دختر قلیون و سیگار مصرف میکنه (سیگار هرچندی یک بار ) و توی خانوادشون این یه مسئله عادیه، ولی اون موقع واسم مسئله مهمی نبود ولی از وقتی عاشقش شدم این واسم مهم شده بود و هی بهش میگفتم که اینارو بزار کنار من دوست دارم و دوست ندارم تو آسیب ببینی و جالبه بگم رشته تحصیلیش تربیت بدنی بود و ورزش والیبال رو حرفه ای کار میکرد و برای تیم ملی نوجوانان تلاش میکرد و هرچی گذشت اون به من قول میداد که میزاره کنار و میزد زیر قولش ولی میگفت که دارم کمش میکنم
اینم بگم که توی خانواده ما سیگار اصلا وجه خوبی نداره و من به شدتتت از دود و الکل متنفرم چون خودمم ورزش میکنم ولی با این حال دو سه بار آبجو مصرف کرده بودم که الان خیلی وقته دیگه انجامش ندادم
این دختر از الکل متنفر بود ولی پنج شیش ماه پیش قبل اولین دیتمون من به شدت رو این موضوع فریک زده بودم و فکر کات به سرم زده بود و با خودشم صحبت کردم ولی نگفتم کات چون دوسش داشتم و گفتم که فکرم درگیره و چقدر بهم ریختم اون بهم قول داد که دیگه هیچ وقت نه سیگار نه قلیون مصرف نکنه چون میگقت قبلا لذت میبردم ولی الان لذت نمیبرم; آقا ما رفتیم قرار اول ما دو تایی اولین بوسه رو تجربه کردیم و من ازش قول گرفتم که دیگه بزاره کنار تا بتونیم زنذگی خوبی داشته باشیم و اونم گفت که منم دیگه الکل نخورم و باهم قبول کردیم
من اولاش میترسیدم که باز انجام بده واسه همین هر چند وقت که میرفت بیرون ازش میپرسیدم ولی اون هی قسم میخورد و میگقت که انجام نداده و من کم کم اعتماد صد پیدا کردم و این آخرا اصلا ازش نمیپرسیدم چون میدونستم انجام نمیده تا اینکه من دو شب پیش دوباره ذهنم ذرگیر شد ولی اینم بگم که همیشهه این درگیریه تو ذهنم بود ولی خفش میکردم چون بهش اعتماد داشتم ولی اون شب صحبت کردیم و اون شروع کرد به گفتم اینکه من نکشیدم تا حالا چون واسه خودم ارزش قائلم ، بدنمو دوست دارم ، من بازیکن ملیم واسه چی دود بکشم و خودمو نابود کنم و از این جور حرفا
اون شب اون از چشمام واسم عزیز تر شد یعنی اگه یکی میومد میگفت فلانی قلیون کشیده میگفتم تو میخوای اونو برای من خراب کنی ولی متاسفانه فرداش یه اتفاقی افتاد که وحشت ناک خوردم کرد و اعتمادمو کشت
اون دیروز رفته بود با دوستاش کافه و من خونه بودم داشتم به کارام میرسیدم که یه نوتیف اومد که این لایو گذاشت و وقتی رفتم تو لایو دیدم دوربین گوشی بالاعه و داره سیگار میکشه و دودشو میداد بیرون; دعا دعا میکردم که رفیقش باشه و این گوشی داده دست رفیقش اون لایو گرفته ، دوربین اومد پایین من التماس میکردم که رفیقش باشه ولی وقتی دوربین اومد پایین دیدم خودشه و خلی با لبخند نشسته و اون بود که سیگار میکشید
آقااا دنیا رو سرم خراب شد ، انگار آب یخ میریختن رو سرم ، از جام پاشدم ضربان قلبم رفته بود رو هزار
براش تو لایو نوشتم انقدر بکش تا ریه هات به گا بره یهو دیدم لایو قطع شد ; اومد پی وی گفت چی میگی منم شروع کردم
بعدش کلی سعی کرد قانعم کنه رفیقاش دونه دونه میگفتن ما بودیم ولی دست آخر قبول کرد ولی میگفت رابطه رو خراب نکن دو سال ارتباط خراب نکن و منم خیلی ناراحت بودم که اینجوری شده ولی اعتمادم به کل از بین رفته بود ولی گفتم یه فرصت بدم به رابطه ولی دیشب قبل خواب خیلی فکر کردم دیدم راستش نمیتونم و امروز صبح رابطه رو تموم کردم چون طاقت انقدر درگیری ذهنی رو نداشتم
ولی قرار شد که باهم دیگه دوست بمونیم مثل اولا و رفیق باشیم و اکیپ خراب نکنیم ولی راستش مطمعن نیستم رفاقته مثل قبل بشه.
مرسی که داستان منو خوندید و لطفاُ کمک کنید 🙁 🙂
نمیدونم کار درستی کردم یا نه !
- ناشناس 3 سال قبل سوال کرد
- آخرین ویرایش 3 سال قبل
خب ببین رفیق واقعا من جای تو نیستم نمیدونم و خب سیگار کشیدن واقعا خوب نیست ولی اینکه واقعا دوسش داشتی و بخاطر این رابطه رو تموم کردی زیاده رویه به نظرم میتونستی کار دیگه. ای بکنی مثلا یه قهر سخت گیرانه کنی یا از یه نقطه ضعف استفاده کنی نه کات
- xxxx به 3 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 3 سال قبل
خب ببین رفیق واقعا من جای تو نیستم نمیدونم و خب سیگار کشیدن واقعا خوب نیست ولی اینکه واقعا دوسش داشتی و بخاطر این رابطه رو تموم کردی زیاده رویه به نظرم میتونستی کار دیگه. ای بکنی مثلا یه قهر سخت گیرانه کنی یا از یه نقطه ضعف استفاده کنی نه کات
- xxxx به 3 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 3 سال قبل
کار کاملا درست و بجایی کردی. به چندین دلیل. دروغ گفتن، بازی دادن تو، سواستفاده از اعتمادت، اینکه به خودش آسیب میزنه بعدها آسیب دیدن تو هم براش مهم نخواهد بود، الگوی نامناسبی برای فرزندانش هست. اصلا مهم نیست رابطه 2سال بوده یا 2ماه. اولا که 2سال زیاد نیست و بهتر از اینه که 10سال دیگه بخوای کشش بدی. جلوی ضرر از هر جا بگیری منفعته. من جات بودم دیگه دوستی معمولی هم باهاش نداشتم.
- هر کی به 3 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 3 سال قبل