سلام من دارم میمیرم نمیدونم چیکار کنم یه جوجه اردک داشتم بزرگ میکردم خیلی گوگولی و فضول الان یک هفته بود که اومده بود خونه ما
امشب بهش غذا دادم یکم پیشم چرت زد و من گذاشتمش داخل جعبه تا بخوابه تا صبح ولی این اردک انقد فضول شده بود که خودش اونقدر بالا پایین پرید تا در جعبه باز شد اومد پیشم که بخوابه من هم خیلی معمولی نشسته بودم انقد قشنگ خوابیده بود که دلم نیومد بزارمش داخل حدودا یک ساعت بعد خواستم برم بیرون از اتاق داشتم قدم برمیداشتم فکر کردم پشت سرمه
نمیدونم چهطور از من جلو زده بود تا پامو گذاشتم زمین صدای شکستگی شنیدم بچه موندهربود زیرپام اصلا ندیدیمش واقعا نمیدونم چرا اینجوری شد قبلا فقط پشت سرم راه میرفت ولی یهو اومده بود از من جلوتر وای خدایا خواستم نگاش کنم پاشد راه رفت یهچیزایی ازش آویزون بود خودشو رسوند پشت در فهمیدم روده هاشه خواستم در رو باز کنم کمک بخوام حتی از جلوی در کنار رفت ولی جیک جیک کنان مرد همینطور که داشت روده هاش میومد بیرون ای کاش میمیردم نمیدونم چیکار کنم نمیخواستم همیچینکاری کنم کاش میمیردم نمیدونم چیکار کنم باورم نمیشه اینهمه مواظبش بودم بعد خودم کشتمش کاش میمردم نمیدونم چیکار کنم نمیدونم چیکار کنم کاش منیزدم کاش میمیردم ای کاش میمردم کاش میمردم کاش میمردم فردا قرار نیتس با صدای جیک جیک بیدار شم کاش میمیردم الان من چیکار کنم چرا اینطوری شد چرا ندیدمش چرااااااا کاش میمردم کاش میمردم ای کاش میمیردم چه قدر دردش اومده کاش میمردم کاش پام بشکنه کاش میمردم باورم نمیشه مرده کاش میمردم کاش میمردم کاش میمردم واقعا نمیخواستم همچین اتفاقی بیوفته من عاشق حیواناتم واقعا دوستشون دارم باورم نمیشه کشتمش دلم میخواد بمیرم دلم میخواد بمیرم دلم میخواد بمیرم این اولیت باری بود جوجه اردک داشتم به هر اتفاقی فکر میکردم جز این فکر میکردم ممکنه سگم شیطونی کنه ناگهان بخورتش ولی سگم خیلی بیشتر از من مراقب جوجه اردک بود نمیدونم چیکار کنم صدای تپ تپ باسرعت پاهاش که میدویید تا بهم برسه هنوز تو گوشمه صدای جیک جیکش حتی وقتی داشت میمیرد جیک جیک کزد باورم نمیشه همیچنکاری کردم ای کاش میمزردم اس کاش میمیردم نمیدونم چیکار کنم همه این اتقافات تو چندثانیه افتاد خیلی سریع نمیدونم چیکار کنم نمیخواستم همیچن اتفاقی بیوفته نمیخواستم اینجوری بشه منتظر بودم ببینم وقتی بزرگ بشه چه شکلی میشه ای کاش میمردم همش صحنه مرگش از جلوی چشمم میگذره میخواستم فردا بهش کدو و خربزه بدم بخوره میخواستم بزارم تو حیاط با سگم باهم بازی کنن وای نمیدونم چیکار کنم خیلی ناراحتم ای کاش میمردم ای کاش میمردم وقتی غذاشو میخورد میرفت رویجای خداب سگم وایمیستاد منتظر میشد تا بزارمش رو تخت خودم کنارم بخوابه ای کاش میمردم کاش میمردم من اتفاقی این اتفاق افتاد الان ۴ساعتع دارم گریه میکنم کسایی که با هدف کشتن یه حیوونی رو کتک میزنن چه طور به راحتی به زندگیشون ادامه میدن دلم میخواد بمیرم دلم میخواد بمیرم
- س 1 سال قبل سوال کرد
- آخرین ویرایش 1 سال قبل
سلام . من دقیقا مثل همین اتفاق برایم افتاد . بچه بودم و خانه فامیل یک دختر خانم جوجه داشت که خیلی شیطون بود و من از اون خانم کوچکتر بود. رفته بودیم تو حیاط و همه جمع بودن . من دمپایی بزرگتر از پایم پوشیده بودم . همین که داشتم راه میرفتم صدای جیک جیک جوجه آمد من هم رفتم عقب که که ببینمش ناگهان رفته بود پشت پایم و زیر پایم له شد . گردنش شکسته شده بود و چشمش بیرون ریخته بود . از همه بدتر اون خانم بود که جوجه اش را من کشته بودم . آنچنان عذاب وجدان و استرسی گرفتم که هنوز یادم است و خجالت میکشم اون دختر که الان دو تا بچه بزرگ دارد را ببینم . تازه پدرم در مراسم عروسی دختر خانم در حالیکه بیست سال گذشته بود جلوی عروس به من گفت : این همون دختریه که جوجه اش را کشتی ها … هر هر هر …. بابایم جنازه جوجه را برداشت و پرت کرد پشت بام جلوی گربه … واقعا این زندگی دهه شصتی ما خنده دار بود .
- شهریار به 1 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 1 سال قبل
چند تا دیگه بگیر اونا میدونن چیکار کنن
- Mjlp به 1 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 1 سال قبل
سلام
امیدوارم الان حالت بهتر باشه
راستش خواستم بگم خودت رو اینطور سرزنش نکن… با گذشت زمان دردش کم میشه اما فراموش نمیشه… لطفا دنبال هیچ حیوون خونگی دیگه ای نرو به بهوونه اینکه غم این یکی رو فراموش کنی… چون این یک کار بیهوده هست…. من خودم پرنده داشتم پنج سال. از وقت که فروختم با اینکه حیوون های دیگه ای اومدن و رفتن هنوز هم دلتنگشون هستم و گاهی گریه ام می گیره و باعث میشه نتونم به بقیه حیوون ها اونجور که باید محبت کنم. به این فکر کن که اون حیوون زبون بسته عمرش به دنیا نبود.. این اتفاق از روی قصد نبود که بخوای بمیری آدم های سنگدل تر از این حرف ها بلاهایی رو سر حیوون زبون بسته میارن… اگر دلت آروم میشه می تونی به کمپ حیوانات بی سرپرست که اکثرشون رها شده و مریض هستن کمک کنی تا حال بهتری داشتی باشی با این قکر که به جای اون اردک تو به یک حیوون دیگه زندگی می بخشی…
- Goli به 1 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 1 سال قبل