سلام دوستان 👋
اولین باره میخوام کاملا دلمو خالی کنم و فکر کنم کمی طولانی شه . دوستان از الان معذرت میخوام اگه حوصلتونو سر ببره … 🙂 این درد و دل سرشاره از انواع درد کوچیک و بزرگ و ممنون میشم اگه کامل بخونین و برای آرامش من یه پیامی بهم بدین 💙💔
من علی هستم و ۱۶ سالمه و پسرم . تو مدرسه ی تیزهوشان درس میخونم و شناگر و واترپولیست و پیانیست هستم « اما » از قدیم گفتن ؛ زندگی هیچکی رو با ویترینش قضاوت نکن …
من از ۱۲ سالگی بصورت ناگهانی عوض شدم : قبلا خیلی میخندیدم ؛ باعث خنده ی دیگران بودم ؛ همیشه شاد بودم ؛ هدف داشتم و براش تلاش میکردم ؛ دوستای زیادی داشتم ؛ عاشق خانوادم بودم ؛ موفقیت های درخشانی داشتم اما یهو همه چیز پیچید : ⭕ اولین بار عاشق شدم . من وقتی از تیزهوشان قبول شدم به مراسم اهدای جایزه ی استادمون رفتیم و اونجا عاشق یه دختر به نام سانآی شدم . اون حتی منو نمیشناخت ولی من بدون اینکه بفهمم چی داره اتفاق می افته و اصلا چرا اینطوریم همیشهع دلتنگ بودم و گریه میکردم . خداروشکر این بعد ۲ ماه بدبختی و دلتنگی گذشت . اما این پایان این مشکل نبود ؛
⭕ من بخاطر این مسعله به خودارضایی رو آوردم و قبل از اون هم به بلوغ زودرس رسیده بودم و خب بیش از ۷ بار روزی خودمو ارضا میکردم و خب این هنوزم تا الان ادامه پیدا کرده و به طور کلی هرچی انرژی و خوشی و … داشتم رو ازم گرفت .
⭕ مشکل بعدیم تتلیتی شدنم بود . این مشکل هم برام جذابه و هم دردآور . هنوزم وقتی اهنگاشو میشنوم حس آرامش و اعتماد پیدا میکنم ولی خب بعضی آهنگاش چشمام رو رو به زندگی تیره و تاریک وا کرد و از اون وقت میشه گفت به افسردگی خفیف دچار شدم و اعتماد و احساس و علاقمو و … هرچیزی که داشتم رو از بین بردم و از دنیا جدا شدم .
⭕ مشکل بعدیم پدر و مادرم بودن : من قبل از ۱۲ سالگی عاشقانه عاشق بابام بودم و مامانمم خیی دوست داشتم ؛ اما مامانم خیلی به درسم گیر میداد و سر درس من خیلی از مامانم کتک های وحشتناک خوردم و خب این خودش کافی بود چرا که منو مامانم عین دشمن از هم متنفریم و معمولا ۲ هفته قهریم ۲ روز آشتی بازم ۲ هفته قهر . بابامم که دید رابطم با مامان افتضاح شده خواست از مامان حمایت کنه و به نوعی با کسی که عاشقش بودم وارد یه عالمه تنش و دعوا و قهری شدم و هنوز که هنوزه از دعوا ها و قهری ها خلاص نشدم و خب حالم خیلی بد میشه وقتی میفهمم اون رابطه ی به این قشنگی بخاطر مامان و پرخاشگری من از بین رفت و الان فقط برای صبحانه و ناهار و شام میرم بیرون و فقط تو اتاقم خودمو زندگی میکنم چون به نظرم لبتابم خیلی از رابطه ی ما جذاب تره . یه مسعله ی دیگری هم که هست من یه عذاب وجدان خیلی بزرگ دارم اونم واسه این بود که وقتی من داشتم گیم بازی میکردم مامانم سرم عصبانی شد و من از سر پرخاشگری و غیر عمدی گرفتمش به باد کتک وقتی به خودم اومدم دیدم گردنش کبود شده و زیر دستام داره خفه میشه و تا سه روز نفس کشیدن براش خیلی سخت بود و خب این شروع یه حس خیلی بد برای من نسبت به خودم و مامانم شد جوری که از همه حتی از خودم متنفرم .
⭕ مشکل بعدی کنار گذاشتن دوره ی حرفه ای ورزشم بود . من ۷ سال حرفه ای شنا و واترپلو کار کرده بودم و ۱۴ تا مدال کشوری داشتم ولی خب بدلیل شکرآب شدن رابطه با مامان و بابام و مربیم اون رو هم بصورت تقریبا اجباری کنار گذاشتم . از طرفی بعد از ۳ سال حرفه ای پیانو زدن و ۷ تا کنسرت موفق پدرم بخاطر تمرین کافی نداشتنم کنار گذاشتیمش و این دو تا از بزرگترین ضربه هایی هستش که به زندگیم وارد شد و عزت نفس و اعتماد به نفسمو از دست دادم .
⭕ مشکل بعدیم رابطه ی مسخره ای بود که بین منو دختر عمه شکل گرفت . ما دوتا که هردمونم تازه به بلوغ رسیده بودیم و آگاه نبودیم گفتیم من دوس پسر تو ؛ تو هم دوس دختر هم و خب مشکل این قضیه اینه که این عاشقی نه تنها سرانجامی نداشت و هیچ تاثیری بر من نداشت فقط یکم دلتنگی و در آخر هم دعوای پدر مادرمو بعد فهمیدن این قضیه درک کردم .
⭕ بدبختی بعدی من این بود که من فردی هستم که زیاد توی توهماتم زندگی میکنم ولی این باعث لطمه به زندگیم شد . من متاسفانه یه حالتی دارم هر موقع یه فیلم یا انیمیشن یا انیمه ببینم که توش صحنه ی هرچند ریز عاشقانه باشه تا ۱ ماه دپرس میشم که چرا من کسیو ندارم حتی بقلش کنم ؟! مشکل بعدیم اینه که من گاهی حتی به شخصیت های خیالی انیمیشن ها و انیمه ها کراش میزنم طوری که بعد از دیدن آلوین و سنجاب ها ۶ ماه با فکر آلوین نمیتونستم زندگی کنم و دوس داشتم فقط یه سنجاب سخنگو مثل اون داشتم . یا مثلا وقتی تیز پارو دیدم ۳ ماه از ته دل گریه کردم که چرا تو زندگی نمیشه یه سگ مثل تیز پا پیدا کرد و خب جدید ترین مثال این موضوعم اینه ؛ ⚠ من تازگیا انیمیشن ( over the moon ) رو دیدم و همونطور که حدس زدید من عاشق خرگوش سفید کارتونمون به نام بانجی ( bungee ) شدم و خب این دل منو جر میده و حتی نمیزاره شبارو بخوابم و فقط تو فکر اونم . مثل یه عشق خیلی جدیه و خب این عشق محال داره منو میکشه : به قول تتلو یه بغضای غریبی تو گلومن !
همونطور که گفتم من وقتی از توهمات جذاب خودم خارج میشدم و وارد زندگی کثافت میشدم و خب اینگار هی شکست میخوردم و خلاف توهماتم برام اثبات میشد و دپرس شدم
⭕ مشکل بعدی و حاد من تو سریال پایتخت ۶ بود . من ناخودآگاه عاشق نیکا فرقانی شدم و خب این کافی بود تا ۱ سال از زندگیم رو به زندان و بدبختی تبدیل کنه . بدبختی بعدیم این بود که من روی کلویی مورتز که یه بازیگره کراش زدم و اونم یه ۳ ماه زندگیمو خراب کرد و خب این چرخه ی عشق های دست نیافتنی هنوزم داره ادامه پیدا میکنه …
⭕ مشکل بعدی سینگل بودنمه ؛ نه این که دوس داشته باشم تو رابطه باشم ولی گاهی دلم از ته دل میخواد یه دختر تو بغلم باشه یا با هم رو تخت بخوابیم و موهاشو نوازش کنم ولی به قول ریک : « عشق یه فرایند هورمونیه ؛ اولش با قدرت وارد میشه و بعد ناپدید میشه و این یعنی که همه ی عشقا دروغی و زمان دارن » . و خب این منو از وارد کردن به یه رابطه میترسونه .
⭕ مشکل بعدیم اینه که من شدیدا احساساتی هستم ؛ وقتی همسترام مردن من ۳ هفته حس خیلی بدی داشتم ؛ وقتی مرغ عشق هام مردن دلم گرفت . وقتی اردک هام رو مجبورا فروختم قلبم شکست چون طاقت ندارم تو اتاق سرد و بیروح و خشکم بجز خودم هیشکی نباشه ؛ حتی وجود ۲ تا همسترم بهم روحیه میداد و خب الان کاملا تنهام و خب تنهایی هیچوقت تموم نمیشه چون داخل خودته ؛
⭕ مشکل بعدیم اینه که خیلی از سمت پدر و مادرم تو تحریم و … قرار میگیرم جوری که حق ندارم با دوستام برم بیرون . گاهی بدون هیچ چیزی اینستاگرام و تلگرام و واتساپمو چک میکنن و واسه ی تک تک حرفام دلیل میخوان . تا الان حتی یه گووشی درست درمون نداشتم و بهترینشون نوکیای فسفریم بود . من حق ندارم برم روانشناس چون از نظر پدر مادرم هیچکدمشون خوب نیستن و مشکلات منم مهم نیست . حق ندارم بدون اجازه یه قرون از پولای خودم خرج کنم . حق ندارم درس نخونم . حق ندارم دنبال علاقم برم هرچند علاقه ای برام نمونده . تازگیا شدیدا به خودکشی فکر میکنم و حتی تا سر تیغ زدن رفتم و یه وصیت نامه هم نوشته بودم ولی خب فقط بخاطر داداشم که ۷ سالشه خودمو نتونستم بکشم چون خیلی وابسته ی منه .
اما اصلی ترین مشکل من ⭕ من افسردگی خیلی شدید گرفتم : چند روز پیش داشتم تو یه سایت روانشناسی و مشاوره ی رایگان با یه مشاور حرف میزدم . خانم دکتر به من یه آزمون داد گفت با صداقت پرشون کن ؛ وقتی پر کردم نتیجش واقعا برام جالب بود ؛ از ۶۳ نمره ی ۵۴ رو گرفتم و خب این نشون دهنده ی این بود که من افسردگی شدید گرفتم . خانم دکتر گفت مشخصات وزن و … بده . وقتی دادم گفت یا همین الان برو پیش یه دکتر یا تا ۲ سال دیگه دیابت و … میگیره چون که افسردگی تو داره اسکیزوفرنی همراه میشه و اینجوری بشه خودکشی و … در راهه ولی مشکل اصلی من اینه چجوری به مامان و بابام بگم ؟ اونا که منو درک نمیکنن . اونا وقتی شبا گریه های منو میبینن حتی نمیان بپرسن چی شده و حتی انگار براشون اهمیتی ندارم . خیلی وقته از ته دل نخندیدم و شب و روزم با چشم های قرمز پف پفی پر از آب میگذره .
⭕ تو واقیت حتی یه دوست هم ندارم و به معنای واقعی تنهام . تو اینستاگرام هم دوستیام شبیه یه سیاسته و گرنه ینفرو ندارم که وقتی پیششم حس آرامش کنم .
⭕ یکی از بدترین مشکلاتم ( خدا ) ست . هی حس میکنم خدایی نیست ؛ اگر هم هست عدالتی نیست ؛ این چجور خداییه که نمیتونه شادی بندشو ببینه . این چه خداییه که یه دعارو مستجاب نمیکنه و بعدشم فقط چند تا کتاب نوشته هی میگه منو ستایش کنین . من از خدا متنفر شدم ؛ از روح خودم متنفر شدم ؛ از این تازیانه های وحشی زندگی خسته شدم . آخه این زندگی چشه ؟! خدا چشه ؟!
⭕ تازگیا تیک عصبی و فشار عصبی گرفتم و دلدرد های شدید میگیرم و حتی گاهی عضلاتم منقبض میشن و ۵ دقیقه زمان میبره تا باز شن . دستام هی میلرزن ؛ چشمام تیک عصبی میزنه و حتی گاهی نا خودآگاه داد میزنم . دیگه طاقتشو ندارم . کاش تموم میشد ؛ کاش این نوار به یه خط صاف تبدیل میشد .
⭕ ۲ ماه پیش یه دختر کثیف تو پارک محلمون اومده بود . با این که من مذهبی نیستم ولی گفتم نزدیک این نمیشم . تازگیا پلیسا گرفتنش به دروغ ۵ نفر از منو دوست های غیر صمیمیم رو گفته که باهاشون رابطه داشتم و خب الان تقریبا زیر نظرم و خب اینم یه درد شد تا خانوادم جرم بدن و تو خونه حبس بشم . دیگه واقعا نمیدونم باید چیکار کنم .
⭕ خدارو شکر مشکل مالی نداریم ولی خب میدونی آدم اگه حال دلش بد باشه جلوش تشت طلا هم بزاری یه لبخند رو لبش نمیاد . من نمیدونم چه گناهی کردم ؛ جرمم چی بوده که خدا راضی به زندگی اینجوری من شده . کاش میشد جوون مرگ میشدم زودتر اینا تموم میشد . حالم خوب نیس . دیگه احساستم مرده . حالم خوش نیست . واقعا معذرت میخوام دوستان که طولانی شد ؛ خب خواستم دلمو خالی کنم و خب تا یه حدی تونستم خالی کنم . درسته خیلیش مونده ولی بازم ممنون که خوندید . ممنون میشم یه راهکار بدید یا حد اقل ابراز همدردی کنید . ممنون
خدا میگن هر چی سنگه واسه پای لنگه /// ولی خدا پای من که از زانو قطعه …
بعضی وقتا بعضی چیزا از دور سبزن ولی از تو تاریکنو سیاه . من خستم از ظاهری سبز و تاریکی درونی . خستم … :))
- ali 5 سال قبل سوال کرد
- آخرین ویرایش 5 سال قبل
از همه ی دوستان عزیز از ته دل تشکر میکنم به خاطر این راه حل هاتون . احساس میکنم شما معجزه ای از سوی خدا بودید که حال من بهتر شه . از همتون از ته دل ممنون هستم و امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید . من الان حالم عالیه و دارم به پیشنهاداتون عمل میکنم . ممنون از درک و محبتتون . تا دیدار بعدی خدانگهدار 👋❤
- ali به 5 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 5 سال قبل
مرسی از نظرت و ممنون که درکم کردی . خداروشکر ۸ روز از اون حالم میگذره و الان حالم بهتر شده . با خانوادم تا حدودی کنار اومدم و دارم درسمم با جدیت میخونم . بازم ممنونم که بهم توجه کردی .
- ali به 5 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 5 سال قبل
سلام امیدوارم حالت خوب باشه
من درکت میکنم نمیشه همه حرفا رو الان زد الان تو حالت خوب نیست احتیاج داری به درد و دل داری و….
به نظر من تو اگه از وضعیتی که الان دچار شدی خودتو نجات ندی چاله ای که داخلشی رو تبدیل به چاه میکنی خیلیییی از ما ها تو این سن و سال دچار عشق و احساسات شدیم و بلاخره زود گذره اما اگه واقعی عاشق شدی باید یه طوری اون آدمو از احساست نسبت بهش با خبر میکردی خیلی طول میکشه تا احساساتت تبدیل به عشق واقعی بشه. من خودم از سنم بزرگترم🙂💔 خیلی از ادما اینطوری هستن .یه اتفاقایی میفته که آدما بزرگ میشن بالغ میشن بعضیا تو سن پایین بعضی ها تو سن کم
تو میتونی از نو شروع کنی خودتو با موسیقی های ارامش بخش آروم کن با برادرت بازی کن باهاش حرف بزن به یاد بچگی هات گاهی وقتا آدما دوس دارن به بچگیشون برگردن
اگه پدر یا مادرت درکت نمیکنن یا اذیتت میکنن شاید به خاطر این باشه که اون ها تو سن تو بودن همجین شرایطی رو که تو داشتی اونا نداشتن ببخشید اینو میگم ولی کلا میگم بعضی از آدما هم مثل گاو نه من شیرده هستن همه خوبی هاشونو میکنن بعد آخر سر میریزنش که باعث میشه ازشون زده بشه
تو اگه به خودت اهمیت ندی به سلامتیت اهمیت ندی خیلی حالت بد میشه زندگی دو روزه خودتو به خاطر این چیزاش خراب نکن سعی کن همیشه حال دلت خوب باشه هیچ کس مثل خودت به فکرت نیست نگو خدا معجزه نمیکنه خدا معجزه داره ولی حرفای تو دقیقا باعث میشه این اتفاق نیفته عکس العملش به خودت برمیگرده نمیدونم به کارما اعتقاد داری یا نه همیشه به خودت امید بده نا امید نباش تا زندگی روی خوششو بهت نشون بده تو اگه درستو بخونی کلاساتو بری حالت خیلی بهتر میشه بعدا میتونی یه زندگی جداگانه واسه خودت داشته باشی بدون دغدغه
عاشق شدنم فرایند طولانس مدتیه خیلی میگذره تا یه عاشق واقعی بشی اما اول تو باید حال و هوای درونتو اصلاح کنی تغییرش بدی بعد با کسی که خواستی پیشنهاد دوستی بدی حرفای دلتو باهاش بزنی اگه رفتارت خوب باشه اونم ازت زده نمیشه
اینطوریم نگین خدت نکنه جوون مرگ شه آدم ناشکری نکن هیچ وقت بخاطر بودنت حتما تو زندگیت یه آدم معیدی هستی که خلق شدی اگه خدا دوست نداشت به این دنیا پا نمیزاشتی مطمئن باش.
اونم منتظر توعه که یا حرکت مفید انجام بدی بعدش کمکت میکنه
گریه هم زیادش خوب نیست شبا هم موقع خواب فقط به خواب فکر کن یه موسیقی بزار هندزفریتم بزار خوابت میگیره با گریه چیزی درست نمیشه
ببین خوشبختیتو آیندتو خودت میسازی هیچ کی مقصر نیست جز خودت اگه تو واقعا تصمیم بگیری تغییر کنی فکر کن یه زمین فوتبال هست و یه قوطی کبریت خودت تعیین میکنی آتیشو روشن کنی همه چیو نا بود کنی یا نه
مراقب خودت باش
سلام ببین به نظر من تنها چیزی که میتونه بهت کمک کنه اینه که موسیقی های آرامش بخش گوش کنی با داداشت هم بازیشو اون که دوست داره بهت وابستس کمترم خودتو سرزنش کن نگو زندگی بده یا خدا هیچ معجزه ای نداره چون همه این حرفات عکس العملش بازم به خودت برمیگرده نمیدونم به کارما اعتقاد داری یا نه ولی اگه اینطوری بگی چرا اینطوریه چرا… بدتر چاله ای ک توشی رو تبدیل به چاه میکنی زندگی خیلی زود میگذره سعی کن خرابش نکنی واسه خودت یا از حرفای دیگران ناراحت نشو بیخیال باش هر وقت عصبی میشی ری اکشن خطرناک نشون نده مامانتم اذیتش نکن یا هر کس دیگه چون به ضرر خودت تموم میشه دلت میگیره افسردگیت بدتر میشه درکت میکنم که تنهایی سخته تو اگه همت و تلاش و پشتکار داشته باشی خیلی عالیه اول روحیتو سر و سامون بده به فکر خودت باش به فکر هدفایی که داری اینطوری کم کم روحیت بهتر میشه برای موضوعات عشق و احساستم اینو بگم که تو اگ خواستی با کسی وارد رابطه بشی اول بهش درخواست دوستی بده اگه رفتارت بد باشه اینطوری دپرس باشی اونم ازت زده میشه من کاملا تورو درک میکنم من بهت قول میدم اگه رفتارت خوب باشه اون ادم بهت اعتماد میکنه ازت زده نمیشه آهنگای تتلوام آدمو بدتر میکنه مخصوصا کسی که افسردگی داشته باشه سعی کن گوش نکنی
من قبل اینکه با عشقم آشنا بشم تقریبا مثل تو بودم اون خیلی شاد و پر انرژیه با اینکه مشکلاتیم تو زندگیش داره صبح زود باشگاه میره بعد میره سرکار شب برمیگرده اما بازم پر انرژیه همیشه میگه من در حال زندگی میکنم ادم نباید نا امید باشه
فقط یه کلام بگم به هیچ وجه زندگیو سخت نکن واسه خودت هیچ کسم به اندازه خودت به فکرت نیست تو باید خودتو تغییر بدی همیشه نکات انگیزشی بخون حتما کمکت میکنه دوست عزیز
امید وارم حرفام واست مفید باشه
سلام ببین به نظر من تنها چیزی که میتونه بهت کمک کنه اینه که موسیقی های آرامش بخش گوش کنی با داداشت هم بازیشو اون که دوست داره بهت وابستس کمترم خودتو سرزنش کن نگو زندگی بده یا خدا هیچ معجزه ای نداره چون همه این حرفات عکس العملش بازم به خودت برمیگرده نمیدونم به کارما اعتقاد داری یا نه ولی اگه اینطوری بگی چرا اینطوریه چرا… بدتر چاله ای ک توشی رو تبدیل به چاه میکنی زندگی خیلی زود میگذره سعی کن خرابش نکنی واسه خودت یا از حرفای دیگران ناراحت نشو بیخیال باش هر وقت عصبی میشی ری اکشن خطرناک نشون نده مامانتم اذیتش نکن یا هر کس دیگه چون به ضرر خودت تموم میشه دلت میگیره افسردگیت بدتر میشه درکت میکنم که تنهایی سخته تو اگه همت و تلاش و پشتکار داشته باشی خیلی عالیه اول روحیتو سر و سامون بده به فکر خودت باش به فکر هدفایی که داری اینطوری کم کم روحیت بهتر میشه برای موضوعات عشق و احساستم اینو بگم که تو اگ خواستی با کسی وارد رابطه بشی اول بهش درخواست دوستی بده اگه رفتارت بد باشه اینطوری دپرس باشی اونم ازت زده میشه من کاملا تورو درک میکنم من بهت قول میدم اگه رفتارت خوب باشه اون ادم بهت اعتماد میکنه ازت زده نمیشه آهنگای تتلوام آدمو بدتر میکنه مخصوصا کسی که افسردگی داشته باشه سعی کن گوش نکنی
من قبل اینکه با عشقم آشنا بشم تقریبا مثل تو بودم اون خیلی شاد و پر انرژیه با اینکه مشکلاتیم تو زندگیش داره صبح زود باشگاه میره بعد میره سرکار شب برمیگرده اما بازم پر انرژیه همیشه میگه من در حال زندگی میکنم ادم نباید نا امید باشه
فقط یه کلام بگم به هیچ وجه زندگیو سخت نکن واسه خودت هیچ کسم به اندازه خودت به فکرت نیست تو باید خودتو تغییر بدی همیشه نکات انگیزشی بخون حتما کمکت میکنه دوست عزیز
امید وارم حرفام واست مفید باشه
سلام علی جان
من سارا هستم
من وقتی داستان زندگی تو رو خوندم یاد خودم افتادم ببینمنم مث تو مشکلمو تو سایت گفتم و داشتم میچرخیدم که تو رو دیدم
منم توی سن ۱۴.۱۵سالگی این مشکلات رو داشتم
اصلا داستان تو انگار داستان زندگی من بود با این فرق که من دخترم
من تا الان هبچ دوست صمیمی نداشتم
ولی ببین عزیزم
من از وقتی با خدا درد و دل میکنم و مشکلاتم و بهش میگم بهتر میشم
من خیلی از خدا جواب گرفتم خیلی کمکم کرده
اگه حوصله داری که یه برگه بردار هرشب برای خدا نامه بنویس و اروزوهاتو بهش بگو اگه هم نه که هر شب قبل خواب کل اتفاقای روز رو براش بگو و بعد خواسته هاتو بگو ببین من اینو به کسی نگفتم چون اعتقاداتم رو مسخره میکردن و امیدوارم توهم مسخره نکنی امتحان کن اینو
خدا خیلی میتونه کمکت کنه تو زندگیت
- سارا به 5 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 5 سال قبل
ببین بنظرم اولین کاری که باید بکنی اینه که رابطت رو با خانوادت خوب کنی هرچی بهت گفتن اصلا جوابشونو نده تو روشون برنگرد میدونم درکت میکنم ولی وقتی اعتمادشونو جلب کنی کم کم حتی میزارن بیرون بری (نباید از اعتمادشون سو استفاده کنی)
من خودم دخترم ولی دارم بهت میگم اگه درستو بخونی و در کنارش ورزش کنی و .. بزرگتر که شدی پول درمیاری ازدواج میکنی و به همین خواسته هات میرسی
موفق باشی:)
- Moha به 5 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 5 سال قبل