معلوم نیست مردم ایران مشکلشون چیه
هر کی میبینم یا خود درگیری داره یا عقده که منتظره تو سره یکی خالی کنه
یعنی به جایی رسیدم که اسم ایرانی میاد دلم میخواد هر چی از دهنم در میاد بگم
الان حدود سه ساله و طی چند ماه اخیر بیشتر شده که من با هر کی دیدار میکنم حتی کسی که از کنارم رد میشه با من مشکل داره
توی سه سال آخر مدرسه توی یه کلاس مزخرف بودم، دوستای قبلیم همشون رفتن مدزسه های دیگه و دوستایی پیدا کردن که دیگه هیچکدوممون همدیگه رو نمیشناسیم در صورتی که من با کسایی تو یه کلاس بودم که هر کدوم یه زندگی سخت داشته و وقتی میدیدن من مثل اونا از تعریف از غم و غصه ندارم که بگم و حتی دارم دلداریشون میدم دلشون میخواست منو بکشن، من حتی هیچی راجب زندگیم هم نمیگفتم که بگین شاید پز میدادم
همشون انگار بی دلیل با من مشکل داشتن با اینکه من کسی بودم که همیشه با لبخند بودم حتی خودشونم میگفتن تو خیلی ریلکس و با آرامش بنظر میای و همیشه برای همشون بودم ولی همشون تا تونستن بهم ضربه زدن و دلم شکستن ولی من هیچی نگفتم، یکیش آدمی بود که فک میکرد خدا و گنگ مدرسست همه باید ازش اطاعت میکردن و دائم به همه میپرید و من یبار جوابش دادم و تا تونست پیش همه منو بد کرد، یکی دیگش یه ذره پات بهش میخورد خاکی میشد مثل بچه های کلاس اولی دعوا راه مینداخت یکی دیگش همه رو گوسفند حساب میکرد و خودشو عقل کل و… خلاصه مدرسه با همچین ادمایی تموم شد و نتیجش شده منی که الان حتی یه نفر هم به عنوان دوست ندارم که حتی یه پیام بهش بدم با یه دنیا بغض از همکلاسی هایی که بهشون محبت کردم ولی هر روز که میرفتم یکیشون انگار طلبکارم بود و میخواست عصبانیتش سرم خالی کنه و میکرد
حالا که مدرسم بالاخره تموم شد از اون فضای تاکسیک اومدم بیرون رفتم با خوشحالی باشگاه ثبت نام کردم با انرژی مثبت و خوشحال رفتم و راستش اونجا هیچکس رو از قبل نمیشناختم و اونا هم منو نمیشناختن و هیچکس اونجا کسی رو نمیشناخت بعد هنوز دو جلسه نگذشته بود یکیشون که حتی از من کوچک تر بود یجوری با پرویی و لحن بد و تحقیر آمیز با من حرف زد درصورتی که من با این کاری نداشتم اصلا از این سوالی نپرسیده بودم فقط وایساده بودم من شوکه شدم که این رفتار یهو چی بود از کجا اومد و انقدر شوک بودم که ناخودآگاه لبخند زدم.بعد این به کنار یه دفعه مربی معلوم نیست چش شد خیلی واضح و مستقیم یه کاری انجام داد که مخاطبش دقیقا شخص من بود که من ضایع شدم جلو همه خجالت کشیدم اصلا مونده بودم که چرا همچین کاری با من کرد
اصلا از اینا گذشته تو خیابون که میرم مثلا یه جا میشینم یکی که رد میشه مثل طلبکارا نگام میکنه و چشمش از روم برمیگردونه
یجا که نوبتیه میرم کار همه راه میندازن منو میزارن آخر و حتی کسایی که بعد من اومدن هم راه میندازه میرن
امروز هم یه جا نشسته بودم یه دختر از خونه روبروش اومد بیرون و خب روبروم بود طبیعی بود که من نگاش کنم و حدود سه ثانیه هم نشد پرید بهم که چه خبره چرا نگام میکنی
بعد جالب اینجاست که من اصلا تو فکر خودم بودم و انتظار همچین چیزی نداشتم
من واقعا موندم آخه چراااااا، چرا چه کسایی که من میشناسن چه نمیشناسن همشون با همون نگای اول از من بدشون میاد
والا من ظاهرم عجیب نیست
خداروشکر مشکل هم نداره عادی مثل همه هستم تا الانم بخاطر ظاهر مشکلی نداشتم
رفتارم هم واقعا جوری هست که به همه اهمیت میدم که یوقت کسی ناراحت نشه و اینجوریم که حتی روم نمیشه به کسی نه بگم و سریع کارشو راه ميندازم
من واقعا نمیدونم آخه مشکلشون با من چیه
- نگار 12 ماه قبل سوال کرد
- آخرین ویرایش 11 ماه قبل
برای همه پیش میاد که از سمت کسی به ناحق مورد پرخاش قرار بگیرن ما نمیدونیم هر فردی با چه نیتی و به چه علتی این رفتارو داره ممکنه رفتار یکی باشه ولی علتش موارد مختلف پس نمی تونم دقیق بهت بگم که حتماً اون فرد مثلاً از چیزی ناراحت بوده اما اینو بهت بگم که کاملاً میفهمم که چقدر ناراحت میشی چون من هم همینطورم و انتظار ندارم بدون اینکه اشتباهی ازم سر زده باشه بهم بی احترامی بشه و البته کارای مختلفی انجام دادم مثلاً جوابشو دادم یا نادیده گرفتم یا به آرومی اشتباهش رو بهش گوشزد کردم ولی هیچکدوم باعث نشده اون فرد دست از رفتارش برداره بعضی رفتارها در وجود افراد نهادینه شده و نمیشه تغییرش داد انشالله خدا هدایتشون کنه
- هر کی به 11 ماه قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 11 ماه قبل