ماندن یا رفتن

0
0

سلام من وقتی 12سالم بود پدر مادرم از هم جدا شدن  پدرم یک سال بعد مجددا ازدواج کرد

الان 11سال با نامادری ام زندگی میکنم ادم مهربون و خوبیه مارو مث بچه های خودش دوس داره ولی به شدت خشمگین و عصبیه و موقع دعوا توهین فحش میده و به من اجازه دفاع کردن از خودمو ندارم با وجود 11سال تحمل کردن من هنوز نتونستم به این رفتار عادت کنم و منو زجر میده تصمیم گرفتم که برم پیش مادرم ولی بین دو راهی گیر کردم که برم یا نه

پدرم و برادرم اصن از مادرم خوششون نمیاد و مخالف هستند و من واقعا دیگه کشش تنش و ناراحتی رو ندارم

جنسیت؟
خانم
سن شما؟
بین 20 الی 30
وضعیت تاهل؟
مجرد
آیا عاشق هستید؟
خیر
از دید شما خوشبختی چیست؟
داشتن ارامش روحی روانی
  • سارا 11 ماه قبل سوال کرد
  • آخرین ویرایش 11 ماه قبل
0
0

با سلام و ادب

مادر من، از 3 سالگی با نامادری زندگی کرده. و خاطرات زیادی از این زندگی را برام تعریف کرده. تجربه‌ی خیلی خاصیه. شما از یک اقبال بلند برخوردار بودید که نامادریتون، با شما با محبت و مهربونی رفتار کرده. ولی خب، به قول پاسخ دهنده 1، آدم بی نقص هیچ جا نیست. خیلی از پدر و مادرها هستند که وقتی عصبانی میشند، کوره‌ی آتش میشند و هرچی تو عمرشون شنیدند رو یکجا حواله‌ی آدم میکنند.

ضمنا شما برای اینکه حال اون مادر دومتون رو درک کنید، این رو به یاد بیارید که ایشون هم 11 ساله که بچه‌ی یکی دیگه رو با همه‌ی سختیاش، مثل بچه‌ی خودش دوستداشته، نگهداری کرده، واسشون غذا پخته،‌ رخت شسته، پرستارییشون رو کرده. یه جورایی، پاشون مونده و سوخته.

البته همه‌ی اینها رو به انتخاب خودش کرده، ولی کار بزرگی رو انتخاب کرده.

اما به برادرتون بگید، دعوای پدر و مادر، به خودشون مربوطه، حتی اگه به خون هم تشنه باشند، بازم برای شما یکیشون بابا و یکی‌شون مامانه. حقشون پیش خدا خیلی بزرگه. به هیچ قیمتی شما حق ندارید که بهشون توهین کنید.

اما اینکه شما بخواهید برای فرار از دست نامادری پیش مادرتون برید، ممکنه گزینه‌ی خوبی باشه، ولی باید شرایط مادرتون رو هم در نظر بگیرید، هم از نظر روحی، هم مالی و هم زندگی.

روزی که مادر دومتون به خونه ی شما اومد، شما یه نوجوون بودید. و الان یه جوان که در آستانه‌ی تشکیل زندگی هستید، و همه‌ی این سالها این خانونم با شما همراهی کرده. بهتره که به تغییرات رفتاری و اخلاقی و هورمونی خودتون هم یه سری بزنید و دنبال یه روش تعامل باشید. ارتباطتون رو با مادر تنی هم گرم کنید. گاهی بی محبتی فرزندان به پدر و مادر، آثار و تبعاتی داره که زندگی رو به کام بچه‌ها تلخ میکنه. مثل این میمونه که شما یه غذای خیلی عالی بپزی ولی توش اشتباهی یه ملاقه جوهر نمک هم بریزی .

ممکنه شما در اثر عصبانیت از شرایط به پدرتون خدای نکرده تندی هم بکنید  و این کار علاوه بر عاق والدین، باعث عصبانی شدن همسر پدرتون هم میشه. و این عصبانیت، موقع دعوای شما، خودش رو در رگبار کلمات نشون میده.

الهی که موفق باشید.

سن پاسخ دهنده؟
بین 30 الی 45
جنسیت پاسخ دهند؟
آقا
  • خیرخواه به 11 ماه قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 11 ماه قبل
0
0

سلام دوست عزیز

سریع تصمیم نگیر .کاملا فکر کن تمام جوانب در نظر بگیر

گاهی آدم از پدر و مادر خودش هم عصبانی و خسته میشه چون طرز فکرها با هم فرق داره حالا نامادری که شرایط خاص خودشو داره

اگه باز هم به نتیجه نرسیدی با یه مشاور صحبت کن بعد تصمیم بگیر

 

سن پاسخ دهنده؟
بین 30 الی 45
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
  • سارا به 11 ماه قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 11 ماه قبل
0
0

اینکه پدرت از مادرت خوشش نمیاد طبیعیه اگه خوشش میومد که طلاقش نمیداد اما برادرت چرا؟ بهتره محسنات و معایب مادرت رو لیست کنی و تحلیل کنی که این خصوصیات برات قابل تحمله یا نه مطمئن باش نمی تونی هیچ کس رو پیدا کنی که نقص نداشته باشه حتی اگه مادرت باشه این تو هستی که باید ببینی با چه نقصی راحت تر کنار میای

سن پاسخ دهنده؟
بین 30 الی 45
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
  • هر کی به 11 ماه قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 11 ماه قبل
نمایش 3 نتیجه
پاسخ شما
پاسخ شما پس از تایید و حداکثر 48 ساعت قابل مشاهده خواهد بود.لطفاً رعایت ادب و احترام به دیگران را رعایت فرمایید و دیگران را بدون قضاوت و با این تصور که دیگران عزیزان شما هستند پنداشت نمایید.حسن همدردی شما به دیگران حائز تقدیر است.
شما عزیزان می توانید بدون نیاز به عضویت و ورود، به درد و دل های عمومی پاسخ دهید.در صورت تمایل و کاملاً اختیاری برای بایگانی پاسخ ها و تخصیص امکانات بیشتر می توانید در سایت ثبت نام نمایید.
نام*
ایمیل*
وب سایت
سن پاسخ دهنده؟*
جنسیت پاسخ دهند؟*
تشخیص انسان از ربات مخرب
به بالا بروید
question