سلام. پسری ۳۰ ساله و مذهبی و مجرد هستم که عاشق دختری ۲۴ ساله شدم و پیشنهاد ازدواج دادم و قبول کرد.
یک سال هست همدیگرو میشناسیم و قبلا باهم توی یک شرکت همکار بودیم. بخاطر شرایط بدی که داره ، گفته فعلا شرایط مناسب برای ازدواج نداره… و مورد خیلی خاصی هست. چون اولا در زمان نامزدی طلاق گرفته و ثانیا پدر و مادرش در حال طلاق هستن و ثالثا خودش بیماری تنبلی تخمدان داره که دکتر گفته باردار نمیشه هیچوقت… ولی من خدا شاهده بدجور دوستش دارم و به غیر از اون به کسی دیگه نمیتونم فکر کنم. اینم بگم ما توی این یک سال هیچوقت باهم بیرون نرفتیم و فقط چت و پیام میدادیم و من همیشه، محترمانه احساسات خودمو بدون هیچ حرف زشتی با حفظ ادب و احترام احساس خوبی که میتونم باهاش داشته باشم رو میگفتم.
تا اینکه تصمیم گرفتم برای اولین بار بعد از یک سال تلفنی بهش زنگ بزنم کمی باهم آشنا بشیم که برنداشت.
شب پیام داد مادرم پیامات دیده و توی خونه جنگ بپا شد و گفت خواهشا پیام ندید و گوشیش خاموشه..
به نظرتون چرا مادرش اینکارو کرده؟ و به من بگید اگه به مادرم بگم خونه شون زنگ بزنه و خواستگاری کنه مادر دختر قبول میکنه؟؟ چون از پیامم خیلی عصبانی هست در حالی که من توی پیام هیچ حرف بدی نزدم.
به نظرتون پیگیر خواستگاری باشم یا نه؟؟؟
اصلا نمیفهمم وقتی مادرش از چیزی خبردار نیست چرا باید یکطرفه قضاوت کنه و منو آدم بدی بشناسه در حالی که واقعا پیامم زشت نبود.
ممنون میشم راهنمایی ام کنید.
- M 3 سال قبل سوال کرد
- آخرین ویرایش 3 سال قبل
سلام
از دید من دو تا حالت داره
یا خودش ازتون خوشش نمیاد و بهانه اورده
یا مادرش انتظار داشته به جای یک سال چت و اینا پا پیش میزاشتین و تو دوران نامزدی اشنا میشندین اینطور که گفتین مادرشون در شرف طلاق هست و صد البته بدبین برا همین فکر کرده شما جدی نیستین
اگر واقعا شهامت اینو دارین که از مادرتون بخواین تماش بگیرن ( با احتمال اینکه خواشتگاری رو رد کنن) از این برزخ در میاین
اگر هم نه (به هر حال تصمیم سختیه من باشم دوست ندارم کسی روی مادرمو زمین بندازه ) با خود فرد صحبت کنید و درنهایت تصمیم بگیرید که به دوست داشتنشون ادامه بدید یا خیر
هرچند بازم این فقط نظر منه و این فقط یه پیشنهاده
به خاطر ارتباط دخترش با یه پسر غریبه دعوا راه انداخته. کاری به نوع پیام شما و حرف بد و خوب نداره
- هر کی به 3 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 3 سال قبل