سلام
هرچی یادم میاد بابام به من و مامانم گفته شماها لیاقت زندگی خوب ندارید ( زندگی خوب از نظرش بخور و نمیره نه حتی زندگی خوبی که همه فکر میکنن)
ادم پولدار و نام خانوادگی شناخته شده داره
زن دوم و دوتا بچه دیگه هم داره.
توی یک خونه زندگی میکنیم. من و مامانمو همیشه بدبخت و توسری خور بار آورد. جوری که حتی جرات ندارم سر یک کار برم . چند مدت یکجا میرفتم آنقدر بی آبرو گری درآورد که استعفا دادم و خونه نشین شدم
الان چند روزه خرجی خونه به مامانم نداده هیچی نداریم توی خونه بخوریم . حتی نون هم تموم شده . نمیدونم چکار کنم
به کی شکایت کنم . از کی جواب بخوام. نمیدونم تقاص کدوم کارمو دارم پس میدم
مامانم هیچ وقت ادم بدی نبود . یادم نمیاد حتی یک نمازش هم ترک شده باشه. هرچند همیشه میگم کیو عبادت میکنی؟ منوتو اصلا وجود نداریم( هیچ کس خونمون نمیاد و بره . پای همرو به خونه بریده . اگر خونه و زندگی مونو ببینید میگید صد شرف به کارتن خواب ها)
بارها دلم خواسته بمیرم ولی نمیتونم …. نمیتونم انجامش بدم
الانم چیزی نمیخوام فقط خواستم یکجا به یکی بگم این مدت چقدر بهم سخت گذشته 💔
- .... 1 سال قبل سوال کرد
- آخرین ویرایش 1 سال قبل
با درود 🪷
متن نا واضح است!
اگر درست متوجه شده باشم پدر شما پول دارد ولی نفقه نمی دهد؛ شما و مادرتان هر دو به صورت جداگانه باید برای عدم پرداخت نفقه از ایشان شکایت کنید(به دفتر خدمات قضایی مراجعه کنید, میتوانید قبل از تنظیم شکایت نامه از وکلایی که به صورت رایگان در دادگاه ها مشاوره میدن راهنمایی بخواهید)، بهتر است مادرتان برای مهریه نیز درخواست دهد، و اگر در خانه پدر شما کار میکند(انجام امور منزل و خانه داری مثل آشپزی و تمیزکاری و…) بابت این مورد نیز میتواند حق و حقوق قانونی خود را مطالبه کند(در قانون ازدواج اسلامی امور منزل بر عهده مرد است و اگر زن به جای مرد امور خانه را انجام دهد، زن میتواند بابت انجام آن پول درخواست کند)
بعد از به نتیجه رسیدن شکایت نامه ها سعی کنید مادرتان را راضی کنید تا جدا شود و زندگی جدید و بهتری را برای خود بسازد(شما گفتید مادرتان آدم بدی نیست پس حق دارد با شخصی که دوست دارد ازدواج کند و او نیز متقابلاً دوست داشته شود؛ مادرتان حق دارد که زندگی عاشقانه را تجربه کند)، ممکن است نتوانید او را راضی کنید چون به هر حال او کسی است که سال ها نتوانسته این کار را انجام دهد و از خود و فرزندش محافظت کند! حتی اگر نتوانستید او را نجات دهید، پس حداقل خود را نجات دهید؛؛؛
شما بد سرپرست هستید و در شرایط بدی بزرگ شدهاید ولی اکنون یک بزرگسال محسوب میشوید؛ سعی کنید پس از شکایت بابت نفقه خود و مادرتان، دوباره کار پیدا کنید، شما به خاطر محیط نا مناسبی که در آن بزرگ شده اید ممکن است ضعیف باشید ولی میتوانید خود را تغییر دهید.
آخه چرا باید برای بد بودن شخص دیگری شما بمیرید؟
برای زندگی بجنگید و تسلیم نشوید، مستقل شوید برای خود مسکن و لوازم زندگی تهیه کنید و با اقوام خود دوباره شروع به معاشرت کنید، تنها کسی که میتواند شما را از این جهنم نجات دهد خودتان هستید.
موفق باشید 💪🏻
- Hasti به 1 سال قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 1 سال قبل