سلام ، من خلاصه بگم ، من چند سالی تو دانشگاه دوست بودم با خانومم بعد ازدواج کردیم الان ۱ ماهی میشه عقدیم ولی خونه خودمون نرفتیم ، ولی خانومم خیلی شکاک هست یعنی من آواز میخونم ولی میگه دوست ندارم صداتو پخش کنی یه زن گوش بده یا مثلا تو مهمونی خواهرش یچیز گفت خندیدیم همه باهم بعد بهم گف چرا خندیدی ، یا مثلا جرعت ندارم استوری بزارم میاد میگه با کی بودی به کی خواستی بفهمونی منظورتو و حرفتو که استوری گذاشتی ، مثلا یدونه ایه قران بود که میگفت من تو نا امیدی حواسم بهتون هست و پشتتونم و … از این قبیل جملات اومد به اینم گیر داد ، و رفتارشم یطوریه که مثلا توی مهمونی به قدری میره تو خودش که من خجالت زده میشم همش هی خود خوری میکنم که یوقت بقیه نگن این شوهرش چیکارش کرده تازه ام عقد کردن
خلاصه خیلی منو اذیت میکنه به قدری اذیتم که جرعت ندارم باهاش صحبت کنم میترسم از توش یچیزی در بیاره و سوژه دعوا بشه باز … . من خیلی آدم مهربون و ساکتیم نمیدونم چیکار باید کنم کلیم حرف زدم باهاش ولی درست نمیشه
مثلا توی اینستا میرفتم میگفت آنلاینی داری چیکار میکنی چی داره اینستا یکاری کرد اینستا رو پاک کردم ، الانم توی تلگرام میرم چندتا کانال روانشناسی و خبر دارم مطالبشونو میخونم میگه چخبره تلگرام انلاینی داری چیکار میکنی و انقدرر میگه روزمو کلا خراب میکنه ، من و یه زندان درست کرده و انداخته توش ، و یکسره هم باهام چت میکنه یکسره پیام میده یکسره اصلا درک نداره مثلا شاید پیش خانوادم بخوام بشینم زودی ناراحت میشه ، نمیدونم اگرم از روی دوست داشتن باشه این رفتارا واقعا منو داره نابود میکنه ، من دیگه اصلا نمیتونم پیشش درد و دل کنم منو از خودش دور کرده خیلی اذیتم میشه کمکم کنید . اینم بگم هر ساعتم میاد میگه معدم درد داره یا سرم درد داره یعنی اقراق نمیکنم به قدری میگه که من دیگه نمیدونم چی حوابشو بدم یعنی حرف کم میارم بعدشم میگه تو بی اهمیتی ، کلا ۲۳ سالشه ولی اندازه یه پیرزن درد داره و هی ناله میکنه خستم کرده و یکسره هم دکتره ، منو کمک کنید من افسردگی گرفتم حال دلم روحم اصلا خوب نیست خیلی حالم بده
- امیر 10 ماه قبل سوال کرد
- آخرین ویرایش 10 ماه قبل
حتماً حتماً با یه روان پزشک مشورت کن اگه پارانوئید داشته باشه ازش جدا بشی بهتره بگو دقیق چک کنن دوران عقد برای همین چیزا خوبه من یکیو میشناسم زنش بدبینی بیمارگونه داشت بعد 14 سال با وجود یه پسر مجبور شد طلاقش بده تا جونش راحت بشه بده قشنگ بررسیش کنن ببینن سالمه یا مریضی روحی داره در ضمن بعضی از این بیماران روحی هستن همش فکر میکنن مریضن انقد به خودشون و افکارشون فشار میارن که واقعاً مریض میشن من با همچین آدمی در ارتباط بودم هرروز می مردم و زنده میشدم تا بالاخره از شرش نجات پیدا کردم والا این چیزایی که گفتی علائم بیماران روانیه توصیه به اقدام فوری
- هر کی به 10 ماه قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 10 ماه قبل
باید قبل ازدواج فکرشو میکردی حالا هم باید یا وجودتو بزاری تو زندگیت تا بمیره یا اونو سر عقل بیاری همین
- Mjlp به 10 ماه قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 10 ماه قبل