درد دل من عنوان نداره . اگر داشت که درد دل نبود

-1
0

نمیخوام خودمو خودتو اذیت کنم . از نالیدن درباره مشکلاتمم بدم میاد و اهلش نیستم. پس خیلی حرف نمیزنم.

من تو مغزم یه انرژی عجیببی دارم که اون انرژی با زمانی که گذاشتم برای شناخت باطن خودم، بوجود اومد . نمیتونم اون انرژی رو تعریف کنم . میدونی چرا ؟ چون کلمات خیلی چیز سطحی ای برای بیانش هستن . برای بیانش یه چیز دیگه باید باشه که بعید میدونم اون چیزه هنوز پیدا شده باشه . یه مثال میزنم که درک کنی. مثلا تو هیچوقت نمیتونی حس و حال خنده رو بیان کنی یا روی کاغذ نقاشیش کنی. پس فقط کسی که خندیده باشه میفهمه چی میگی و حستو درک میکنه.

این از این …

یه سوال دارم ازت . معنی تنهایی رو میدونی ؟ نمیخوام بحث رو فلسفی کنم یا داستان بگم چون نه میدونم فلسفه چیه نه داستان گوی خوبیم .

از نظر من تنهایی یعنی درک نشدن . مثلا یکی دورش 1000 تا آدمه ولی حتی یک نفر از اون جمعیت هم نمیتونن بفهمنش یا درکش کنن. پس اون تنهاست . ممکنه پیش خودت بگی نه اقا تنهایی چیه . دیگه هرکسی که باشه ، حداقل پدر مادرشو داره . ولی من میگم نه .دلایلشم خودت میتونی حدس بزنی.

خیلی پیچیدش نمیکنم . با گفتن یک خاطره تمومش میکنم که این خاطره دربرگیرنده مهم ترین تجربه نزدگی منیه که 20سالمه :

تا همین چند سال پیش با وجود داشتن دوستای صمیمیم ، اگر میپرسیدن که رو چه کسانی تو دنیا بیشتر از همه حساب میکنی ، میگفتم فقط پدر و مادر.

یادمه روزی رو که نتایج کنکورم اومد و من خیلی استرس داشتم . به سختی وارد سایت شدم و رتبنو دیدم . شده بود 27000 که برای منی که روزی 14 ساعت درس میخوندم یک فاجعه بود اونم تو کنکور ریاضی .

خلاصه که پدر و مادرم این رتبه رو دیدن . اونا دیده بودن من چه سختی هایی کشیدم و چقدر زمان گذاشتم برای کنکور ولی متاسفانه سکوت کردن و هیچی نگفتن . تصور کن من چه فشاری رون بود و سکوت اونا داشت منو دیوونه میکرد. بهشون با تاکید فراوان گفتم که این رتبه اصلی کنکور من و جواب زحمات من نیست . اونا باور نکردن و میگفتن پس این رتبه برای پسر همسایه کناریه؟! خلاصه که تنهایی رو اونجا احساس کردم و مهم ترین تجربه و درسی که گرفتم در اون زمان این بود که : ببین . حتی پدر مادرتم درکت نمیکنن . تو تنهایی. تنهایی باید مسیر رو طی کنی . مسئولیت نتایجت هر چند غلط ، با توعه و نه با کس دیگه . اونا تصمیم گرفتن منو دانشگاه ازاد ثبت نام کنن. ولی من بعد از دونستن این تجربه ، تنهایی مقابلشون وایسادم و دووم آوردم . برنامه جدید ریختم . گفتم من امسال کنکور دادم و با همین رتبه انتخاب رشته میکنم تو دانشگاه دولتی. ولی سال بعد دوباره کنکور میدم . هرچقدر سخت ولی سر حرفم موندم و یک سال هم دروس دانشگاه رو خوندم و هم دوباره کنکور .

برای بار دوم نتایج کنکور اومد…

این سری دیگه خودم بودم و خودم .

رتبم شد 2000…

مادر پدرم شدییییدا تعجب کردن ولی من اصلا به روشون نیاوردم .

الان که این متن رو تایپ میکنم ، در حال تحصیل در دانشگاه تهرانم .

این متن رو نگفتم به عنوان ناله از بدبختی و …

من بهترین مادر پدر دنیا رو دارم .

ول ییچیز منو خیلی عذاب میده و اون تنهاییه. ولی میگن چیزی که نکشتت قوی ترت میکنه .

درد دل عجیبی بود . ممنون از اینکه این متن رو خوندیدو ممنون از این سایت بخاطر ایجاد چنین محیطی.

 

جنسیت؟
آقا
سن شما؟
بین 20 الی 30
وضعیت تاهل؟
مجرد
آیا عاشق هستید؟
خیر
از دید شما خوشبختی چیست؟
به صورت کلی ، خودت و ارزش خودتو درک کنی...
  • آدم 4 سال قبل سوال کرد
  • آخرین ویرایش 4 سال قبل
0
0

سلام بچه ها می خواستم بگم من خیلی سال پیش دانشگاه سراسری قبول شدم درس خوندم تلاش کردم فارغ التحصیل شدم بعدش رفتم سر کار.اون وقت ها خیلی غرور داشتم احساس میکردم واسه خودم کسی هستم خیلی ها هم بهم احترام میزاشتن.

یه روزی یه اتفاقی افتاد که بی خیال همه چیز شدم.

از صفر دوباره شروع کردم شغل جدید یاد گرفتم و واسه خودم کار کردم و باز به زندگی برگشتم.

این وسط یه تفاوتی واسه من داشت این بود که مهم نیست چقدر درس خوندی یا چه مدرکی داری مهم اینه اهل مطالعه باشی.مهم نیست مشغول چه کاری هستی فقط باید نگاه کنی واقعا به اون کار علاقه داری یا نه.

بچه ها من همه تجربه های شما رو قبلا تجربه کردم باور کنید اصلا هیچکدوم از این اضطراب و استرس ها مهم نیست.

فقط نگران باشید که اهل مطالعه نباشین نگران باشین کاری رو انجاممیدین که هیچ علاقه ای بهش نداشته باشین حتی اگه کل جهان به شما بگن این درسته.

دوست عزیزم زمانی تنهایی که نتونی کسی یا کسایی رو از ته قلب دوست داشته باشی. زمانی تنهایی که کسی از ته قلب دوست نداشته باشه.

تنها نموندن مستلزم فداکاریه چون وقتی کسی رو دوست داری باید از خودت به خاطر اون بگذری.

سن پاسخ دهنده؟
بین 30 الی 45
جنسیت پاسخ دهند؟
آقا
  • فرهاد به 4 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 4 سال قبل
0
0

سلام مبین خان
ببین
خیلی خلاصه ولی مفید جوابتونو میدم
من کنکور رو از سال ۱۲ هم شروع کردم
خیلی عقب بودم
ولی ترکوندم
متنتم خوندم
شما باید بفکر خودت باشی
هیچوقت آیندتو درگیر دیگران نکن
کاری رو که مربوط به خودته و به تو بستگی داره رو برای دیگران انجام نده
تو خانواده یا بدنیا اومدن یا … رو انتخاب نکردی
ولی حالا که زنده ای کاری رو بکن که تو دوست داری
درستو شروع کن
هیچوقت دیر نیست
براش بجنگ
قوی باش
تو تنها نیستی
امثال من و تو زیادن
اگه با تمام وجود برای خودت و کارت ارزش قائلی انجامش بده
براش بجنگ
با تمام کسانی که تو این راه حمایتت نمیکنن بجنگ
خودتو به خودت اثبات کن
میتونی
اگه با خودت روراست باشی
بدونی کجای کاری میتونی
موفق باشی

سن پاسخ دهنده؟
بین 20 الی 30
جنسیت پاسخ دهند؟
آقا
  • آدم به 4 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 4 سال قبل
0
0

صحبت هات انرژی بخشه. ولی ازت می‌خوام لطفاً متن من رو هم بخونید و نظر خودتو بگی. بابام میگه در صورت درس خواندن شاپوران می‌کنه و همینطور بوده. من هم داریم خوبه ولی علاقه ای به تلاش ندارم. از درس کم کم دارم متنفرمیشم و خیلی خودمو درگیر خانواده کردم و دارم خودخوری میکنم و مدام خودمو عذاب میدم. سعی نمیکنم برای خودم زندگی کنم و زندگی مورد علاقه خودمو بسازم. مشکل از خودمه. آخر هفته ها میرم جلوی دانشگاه ها و حسرت میخورم که چرا درس نمی‌خونم. الان یازدهم ریاضی هستم و هیچی هیچی به معنای واقعی نخوندم. راه رو حدودا می‌دونم چی به چیه ولی اصلا امید ندارم و کمی هم افسردگی دارم. مشکل اقلیم این بود خیلی دوست داشتم و دارم مورد علاقه بابام باشم و اون بهم توجه کنه ولی نشد که بشه. الان می‌خوام یکبار دیگه شروع کنم ولی اینبار اساسی و نیاز به کمک دارم.

سن پاسخ دهنده؟
کمتر از 20
جنسیت پاسخ دهند؟
آقا
  • مبین به 4 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 4 سال قبل
0
0

اول میخوام تشکر کنم از شمایی که این متن رو خوندید و با پیامتون انرژی دادید بهم .

در جایگاه دوم باید بگم که من کنکور اولمو به صورت شبانه انتخاب رشته کردم . چون وقتی دانشجوی شبانه باشی ، میتونی سال بعد با رتبه کنکورت دانشگاه روزانه هم انتخاب کنی . ولی اگه روزانه ثبت نام میکردم ، فقط شبانه میتونستم سال بعدش بردارم.

من به دانشگاه گفتم که پرونده رو میخوام چون کنکور جدید دادم . تونات هم گفتن یه مبلغی رو باید بدم برای گرفتن پرونده و انصراف از تحصیل در اون دانشگاه رو . چون شبانه ها باید شهریه بدن . منم مبلغ رو واریز کردم . پرونده رو گرفتم . تطبیق واحد دادم و در دانشگاه تهران ثبت نام کردم .

 

ولی توصیم بهتون اینه . اگه از خودتون مطمئنید و میدونید که میتونید ، این راه رو برید . چون استرس زیاد داره و ریسکه . باید به خودت و قدرتت ایمان بیاری .

تنهایی بهم فهموند که چه قدرتی داره ارادم …

موفق باشید

سن پاسخ دهنده؟
بین 20 الی 30
جنسیت پاسخ دهند؟
آقا
  • آدم به 4 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 4 سال قبل
0
0

سلام ….

در مورد شرایط درس و کنکور چه قدر اوضاعم شبیه شماست .

من دولتی رفتم و موقع انصراف برای کنکور مجدد فحش بود که والدین بهم میدادن تا الان بلاتکلیفم ….

شما چطور تونستید انصراف بدید ….با رضایت والدین ؟

و اینکه هزینه ازتون نخواستن دانشگاه که بعد خانواده باهاش مخالفت کنن ؟

سن پاسخ دهنده؟
بین 20 الی 30
جنسیت پاسخ دهند؟
آقا
  • هوهو ژانگ به 4 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 4 سال قبل
0
0

واقعاً خوشحالم متنتو خوندم. خیلی انگیزه بخش بود. میدونم تنهایی ولی به تنهایی یه ارتشی

سن پاسخ دهنده؟
بین 30 الی 45
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
  • I به 4 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 4 سال قبل
نمایش 6 نتیجه
پاسخ شما
پاسخ شما پس از تایید و حداکثر 48 ساعت قابل مشاهده خواهد بود.لطفاً رعایت ادب و احترام به دیگران را رعایت فرمایید و دیگران را بدون قضاوت و با این تصور که دیگران عزیزان شما هستند پنداشت نمایید.حسن همدردی شما به دیگران حائز تقدیر است.
شما عزیزان می توانید بدون نیاز به عضویت و ورود، به درد و دل های عمومی پاسخ دهید.در صورت تمایل و کاملاً اختیاری برای بایگانی پاسخ ها و تخصیص امکانات بیشتر می توانید در سایت ثبت نام نمایید.
نام*
ایمیل*
وب سایت
سن پاسخ دهنده؟*
جنسیت پاسخ دهند؟*
تشخیص انسان از ربات مخرب
به بالا بروید
question