تنهام واقعا تنها

0
0

نمی دونم تاحالا کسی مثل من اینطور بوده یا نه ولی من از بچگی نسبتا تنها بودم هیچوقت دوست خوب و دوست و حسابی ای نداشتم و یا اگه داشتم نتونستم باهاش باشم یا دوباره مدرسه ام و خونه ام عوض شده، من نمی خوام از خودم تعریف کنم ولی من شخصیت اجتماعی و خوش نیتی دارم و هیچوقت نمی خوام بدی کسیو ببینم ولی واقعا چند نفر هستن که بدون دلیل از من بدشون میاد و نمی دونم چرا ولی احساس می کنم می خوان اذیتم کنن، حالا اون ها بکنار من اول سال گفتم امسال دیگه بالاخره یه دوست پیدا می کنم و از تنهایی درونم میام بیرون، درواقع دو دوست هم پیدا کردم، هیچکدوم اون ها از هم خوششون نمی یومد و من رابطشون رو هموار کردم و براشون اهمیت گزاشتم و خوبیشون رو خواستم و بعد چی شد؟ یه روز همینطور بی دلیل سرشونو بالا گرفتن و دیگه با من حرف نزدن، منم خر نبودم بیام نازشونو بکشم ولی واقعا ازشون ناراحت شدم و از خودم عصبانی شدم که چقد ساده لوح بودم بعدش هم چند ماه گذشت و باید بگم من واقعا از درون بیشتر تنها شدم، الانم دیگه نمی تونم اون ماسک همیشگی خوشحالی و شاد و شنگولی و دلقک رو که همه منو به اون میشناختن خوب نگه دارم، دیگه خسته ام من هیچوقت کسی رو نداشتم که بتونم بهش اعتماد کنم، هرچند شاید بگید خانواده چی؟ و باید بگم نمی تونم بگم درواقع باید گفت پدرم که اصلا بدرد نمی خوره و چون عمرا بتونه من رو درک کنه اون همیشه اون بچه باحال محبوب بوده که همه دوستش داشتن و مادرم؟ اون زیاد حال روحی خوبی نداره و من نمی خوام بار دیگه ای روی دوشش باشم، اگه هم بپرسین پس همسایه و دوستای کلاس چی؟ باید بگم ما حتی الانم خونه ی خودمون رو ندارم و توی خونه ی قدیمی عمو ام هستیم که از کرایه قبلا هم بدتره و تاریخچه ی درخشان کرایه هامون هم که دیگه هیچ چون هیچوقت یه جا بند نبودیم یا پدر و مادرم نمی گزاشتن و درمورد کلاس هم بگم فقط کلاس زبان رو دارم چون پدرم فک می کنه من از پس هیچ کاری بر نمیام پس حقیقتا اون جا هم هیچم پس فک کنم واقعا تنهام کسی ندارم که حداقل بهش بگم دوست، اونی هم که از ته قلبم دوستش دارم و چند ساله میشناسمش و خوبیش رو می خوام نهایتا یه نیم نگاه توی روز بهم بکنه، راستش جرات این رو ندارم که بهش بگم،  به هر حال که اون دوست خودش و خوشیختی خودش رو داره و ناگبته نماند که چند دفعه باعث سد ناراحت بشم هرچند به روی خودم نیاوردم درمورد اون هیچ نظری ندارم که چیکار کنم، و اینکه تاحالا چندین بار پیش اومده چند نفر مثلا بهم پز بدن که وا من این جایزه رو بردم و وا من این کلاس میرم و….  که دلم می خواد این مواقع بزنم تو صورتشون ولی به هر حال نمی تونم، می دونم که اینکه نرفتم به هیچ کلاسی دریغ از علاقه هام و استعداد هام باعث به این نمیشه که ضعیف باشم ولی باید بگم هم از نظر جسمی هم از نظر اعتماد به نفس ضعیفم و این ازارم میده چون می دونم من قابلیتش رو دارم و می تونم خیلی بهتر از بیشتر مردم باشم ولی بدبختانه نمی تونم ثابت کنم تا حالا چند بار خوداموزی هم کردم و جواب داده ولی بازم باورم نمی کنن از این نظر هم احساس تنهایی و انزوا می کنم

خب به هر حال دلم خیلی پره ولی کسی نیست که

اگه راهنمایی ای چیزی داشتین یا حسی مثل من دارین خواهش می کنم یه چیزی واسم بنویسید ممنون

جنسیت؟
خانم
سن شما؟
کمتر از 20
وضعیت تاهل؟
مجرد
آیا عاشق هستید؟
دو دل هستم
  • کویین 7 ماه قبل سوال کرد
  • آخرین ویرایش 7 ماه قبل
نمایش 0 نتیجه
پاسخ شما
پاسخ شما پس از تایید و حداکثر 48 ساعت قابل مشاهده خواهد بود.لطفاً رعایت ادب و احترام به دیگران را رعایت فرمایید و دیگران را بدون قضاوت و با این تصور که دیگران عزیزان شما هستند پنداشت نمایید.حسن همدردی شما به دیگران حائز تقدیر است.
شما عزیزان می توانید بدون نیاز به عضویت و ورود، به درد و دل های عمومی پاسخ دهید.در صورت تمایل و کاملاً اختیاری برای بایگانی پاسخ ها و تخصیص امکانات بیشتر می توانید در سایت ثبت نام نمایید.
نام*
ایمیل*
وب سایت
سن پاسخ دهنده؟*
جنسیت پاسخ دهند؟*
تشخیص انسان از ربات مخرب
به بالا بروید
question