تجربه موفق من از حفظ زندگیم وخیانت همسرم

-1
0

سلام صبحتون بخیر

نمیدونم درد و دل راجب موضوع خیانت ممنوع هست یانه

چون تو قوانین نخوندم یک همچین موردی رو ولی بازم اگر باب میلتون نبود حرفام یا جایی ناخواسته حرف نامربوطی رو به کار بردم عذر خواهی میکنم

من ازخیانت همسرم یک موقعیت عالی برای خودم وحفظ زندگیم ساختم مایلم تجربیاتم رو براتون به اشتراک بزارم شاید به درد یک نفر خورد

اول اینکه بگم من توی خانواده پر ازمحبت وآرامش بزرگ شدم هیچ خلعی نداشتم همیشه مورد تشویق وحمایت بودم

خلاصه بخاطر خانوادم خیلی بیشرفت کردم که جدا مدیون خانوادم هستم

اما همسرم دقیقا نقطه مقابل من بود ومن این رو به مرور زمان فهمیدم واین اولین سیاستم بود اون میگفت بارها توسط خانوادش تحقیر شده واز بی محبتی پدر مادرش رنج میبرده وحتی بارها از پدرش کتک خورده..

همسرم تمام کمبودهای خانه پدری رو سر من خالی میکرد بابی محبتی کم محلی گاها کتک کاری مشروب خوری ورفیق بازی

به مرور زمان فهمیدم که در اون مهمونی ودور همی ها هم دختر وزن هم بوده اما هیچ وقت ایمانم رو ندادم که خیانت کرده باشه

خلاصه اینکه کم کم متوجه تغییر رفتار همسرم شدم که دیگه هیچ اهمیتی به من نمیده همیشه بهونه میگیره از ظاهرم چون( چادری )بودم گیر میداد که عقب مونده ایی

چرا به خودت نمیرسی

لاک نمیزنی

موهاتو رنگ نمیکنی

کم کم دیگه شباهم خونه نمیومد

من که فقط خدارو تواون میون داشتم

سرم گرم دعا وعبادت ونذر ونیاز خودم بود اما دیگه از نذر ونیاز گذشته بود

سعی کردم خودم رو به کاری مشغول کنم این شد که ازش اجازه گرفتم بزاره برم سرکار و خداروشکر مشغول به کار خوبی ام شدم وهمچنان درس هم میخوندم

پول کتاب جزوه کلاس هامو هم خودم میدادم کم کم دوستای بیشتری پیدا کردم

ولی تواین میون مشاور هم میرفتم

وتماما میگفتن بهتره بااین همه سردی وبی تفاوتی جدا بشی

اونا مطمعن نمیگفتن که شوهرت داره خیانت میکنه اما خودم مطمعن بودم شوهرم بهم وفادار نیست!

یاداوری تک تک اون لحظه ها قلبمو میشکنه اما خوشحالم از این بابت که باصبوری وسیاست زندگیم رو نجات دادم!

شوهرم که میدید سرم به درس وکتاب مشغول دور وبرم میچرخید اما حالا این من بودم که براش وقتی نداشتم!

اما اینم بگم که چیزی از خوراک ورابطه جنسی وظایف خانه داری کم نمیزاشتم  فقط اون وقت خالیم مختص شوهرم نبود!

اما بااین وجود شوهرم خیییلی تغیییر رفتار منو فهمیده بود!

ی شب که داشتیم میرفتیم خونه مادرم ی گوشی تو ماشین زنگ خورد

خیییلی جاخورد

رنگش شده بود عین گج

میگفت مال توعه؟!

منم بالبخند فقط سر تکون میدادم

گوشی تو داشبورد بود وبهش دادم و

بالبخند بهش گفتم اسمش سیوه

من مخاطبی به نام عشقم ندارم !

رد تماس زد

تا خونه مادرم هیچی نگفتیم نه من نه اون فقط جلو در مادرمینا بهم گفت بزار برات توضیح بدم

بدون اعتنایی به حرفش از ماشین پیاده شدم بدون ذره ایی ناراحتی تو جمع خانوادگیمون گفتم وخندیدم اما دلم خووون بود!

تامدت ها زیاد باهاش حرف نمیزدم اما باخودم گفتم تاکی؟

تاکجا؟

تکلیف من چی تواین زندگی؟

باید برای زندگیم ی کاری میکردم

دیگه از اون روز جدی وارد بازی شدم که انگار همسرم برام اهمیتی نداره

من باشگاه میرفتم

دانشگاه میرفتم

سرکار میرفتم ی زن فعال شده بودم گهگداری بادوستام بیرون میرفتم

گهگداری مسجد میرفتم برای خیریه

خلاصه ی جوری وانمود میکردم که برام مهم نیست

خودمم کم کم رفتم مشاوره نه برای خیانت همسرم  برای ضعف ها ودلشکستی هایی که تواین مدت کشیده بودم

تواین میون اون زن وزیر نظر گرفته بودم

واز طرفی به شوهرم قاطعانه گفتم میدونم باکسی در ارتباطی من میتونم این شانس وبهت بدم که بدون مزاحم ینی خودم به زندگیت بااون شخص ادامه بدی اما ازهم جدا بشیم

باورتون شاید نشه افتاده بود به دست وپام وگریه میکرد که من اشتباه کردم من تواین مدت فهمیدم چقدر دوست دارم من غلط کردم منو ببخش

امامن همچنان قاطعانه میگفتم نه باید جدا بشیم چون توحتی وقتی فهمیدی که من ماجرارو فهمیدم بازم دست نکشیدی

برای همین باید جدا بشم

وبرای آسوده خاطر شدنت مهریه رو میبخشم

اما همچنان شوهرم اصرار به این داشت که منو نگه داره

بعد از چند روز من طلاهامو فروختم و وام گرفتم وی ماشین خریدم که محتاج شوهرم نباشم!

شوهرم خییییلی آتیشی شده بود طوری که حتی بهم شک کرده بود که نکنه برای تلافی منم بخش خیانت کردم!

اما بهش گفتم من حلال وحروم سرم میشه !

رفتم سراغ اون زن خیییلی متین محترمانه باهاش برخورد کردم وازش غیر مستقیم خواستم از زندگیمون بیرون بره

اما اون متاسفانه خیییییلی بی حیا وچشم سفید بود طوری که انگار من وارد زندگی اون شدم!

از اولم نباید سراغش میرفتم اما باید برای زندگیم دست به کار میشدم!

ولی باحقایقی رو به رو شدم که بیشتر قلبم شکسته تر شدَ

فهمیدم اون موقع که شوهرم دم از نداری میزد وازمن میخاست که قناعت کنم برای اون خانم خرج میکرد

فهمیدم زمانی که من تواوج ناراحتی بهش سرویس جنسی میدادم به این خانم از بد خلقی ها وبدقلقی های من می‌گفته!

فهمیدم رابطشون ی رابط معمولی نیست وبلکه زنشه!

وفهمیدم این زن از شوهرم خواسته من رو طلاق بده وبعد باهم باشن!

خلاصه که قلبم خیلی شکست!

اما همچنان به خدا امیدوار بودم

دیگه خیلی مصمم تصمیم گرفتم به جدایی

گفتم یا خدا شرشو ازم دور میکنه

یا عاقل میشه وتمام این سال های بی وفایی وبی محبتشو جبران میکنه!

انگار کار خدا بود که در این رابطه دختر خالم حرف بزنم ومشخصاتشو نشونش بدم

که دختر خالم گفت این با داداشم ینی پسر خالم مهران دوسته وقصدشون ازدواج!

من دیگه برام چیزی اهمیت نداشت جز اینکه از این آدم مریض جدا بشم!

اما انگار خدا نمیخاست این زندگی ازهم بپاشه دختر خالم وپسر خالم رفتن وتمام ماجرارو به شوهرم گفتن گفتن که اشتباه نکن که زنت رو طلاق بدی این زن ی شیاد دوسالی هست بامهران دوسته وخداروشکر که ذات کثیفش رو شناختیم!

همچنان شوهرم میگفت اشتباه کردم ومن وبخشش مم نفهمیدم چه الماس گرون بهایی دارم من قدرتو نفهمیدم!

حالا که فهمیدم فرصت جبران بده

من برای زندگیمم که شده با اینکه دلم خیلی شکسته بود بهش فرصت دادم

اون زن همچنان به شوهرم پیام میده که بیا خرجی منو بده غلط کردی نداری صیغه میکنی!

ولی در عوض از شوهرم خواستم مهریمو کامل بده

خونه رو به نامم بکنه.!

اونم قبول کرد

من ۴ سال سر این خیانت پیر شدم از بین رفتم آمااگرصبوری نمیکردم ازخدا کمک نمیحاستم آبروی شوهرم وخودم ومیبردم رومون به روی هم باز می‌شد این زندگی زندگی نمیشد!

وابنم بدونین تا اون بالاسری نخواد یک برگ از درخت نمی‌افته!

اینم اضافه کنم که همسرم بعد اون ماجرار

بامن به کلاس های مشاوره وروانشناسی اومد تا زندگیمون دوباره باهم بسازیم🌺

جنسیت؟
خانم
سن شما؟
بین 20 الی 30
وضعیت تاهل؟
متاهل
آیا عاشق هستید؟
بله
از دید شما خوشبختی چیست؟
خوشبختی یعنی داشتن ارامش
  • Bita6090 4 سال قبل سوال کرد
  • آخرین ویرایش 4 سال قبل
نمایش 0 نتیجه
پاسخ شما
پاسخ شما پس از تایید و حداکثر 48 ساعت قابل مشاهده خواهد بود.لطفاً رعایت ادب و احترام به دیگران را رعایت فرمایید و دیگران را بدون قضاوت و با این تصور که دیگران عزیزان شما هستند پنداشت نمایید.حسن همدردی شما به دیگران حائز تقدیر است.
شما عزیزان می توانید بدون نیاز به عضویت و ورود، به درد و دل های عمومی پاسخ دهید.در صورت تمایل و کاملاً اختیاری برای بایگانی پاسخ ها و تخصیص امکانات بیشتر می توانید در سایت ثبت نام نمایید.
نام*
ایمیل*
وب سایت
سن پاسخ دهنده؟*
جنسیت پاسخ دهند؟*
تشخیص انسان از ربات مخرب
به بالا بروید
question