احساس حقارت و کمبود دارم توی خانواده شوهرم

بسته شد
0
0

سلام به همه عزیزان. من مهناز هستم 38 سالمه و 10 ساله که ازدواج کردم. بعد از ازدواج تا 7 سالو نیم با شوهرم اومدم خونه مادرشوهر زندگی کردم. اونم توی شهری که با شهر خودم 1500 کیلومتر فاصله داره. از همون اول وضع مالی خوبی نداشتیم. شوهرم کار درست و حسابی نداشت منم جهاز نداشتم یعنی بابام پولی نداشت که بهم جهاز بده. واسه همین خونه مادرشوهرم با حقوق بازنشستگی و با وسایل زندگی ایشون زندگی میکردیم. البته شوهرم دانشگاه تدریس میکرد ولی چون حق التدریس بود حقوقش خیلی ناچیز بود. تازه همون ناچیز رو هم سه چهار ماه یبار میدادن.بیمه هم نداشتیم. اما با هم میساختیم. منم شوهرمو خیلی دوست داشتم و دارم. با مادرشوهرم هم مشکلی نداشتم خداروشکر. اما یه چیزی خیلی اذیتم میکرد. احساس میکردم بین خواهر و برادرهای شوهرم احترامی ندارم. نسبت به بقیه جاریام که وضع مالیشون خیلی از ما بهتره از موقعیت اجتماعی پایینتری برخوردار بودم. حتی الان که شوهرم خدارو شکر یه کار خوب پیدا کرده ولی باز رفتارهای تحقیر آمیز بعضیها اذیتم میکنه. از بعضیها خیلی دلم میشکنه. من به هیچکدومشون بدی نکردم. اتفاقا توی اون 7 سالو نیم از مادرشون پرستاری هم میکردم اما انگار درست میگن عروسی که خرج نداره ارج هم نداره. من واقعا توی زندگی از خیلی از مخارج گذشتم. توقعی نداشتم از شوهرم. لباس پوشیدنم و سبک زندگیم مطابق با جیب شوهرم بوده هیچوقت بهش فشار نیاوردم.چون همیشه دوستش داشتم. اما واقعا جلوی بقیه احساس کمبود میکنم. به این نتیجه رسیدم دیگران چشمشون به پول و سر و وضعته. هر چی بیشتر داشته باشی بیشتر بهت احترام میزارن. هر چی ساده تر باشی کمتر به حسابت میارن. چه دنیای نامردی

جنسیت؟
خانم
سن شما؟
بین 30 الی 45
وضعیت تاهل؟
متاهل
آیا عاشق هستید؟
بله
از دید شما خوشبختی چیست؟
خانواده آرام و سالم
  • مهناز 11 ماه قبل سوال کرد
  • آخرین ویرایش 11 ماه قبل
نمایش 0 نتیجه
به بالا بروید
question