خب…
چون تا حالا از اینکارا به صورت عمومی نکردم دقیق نمیدونم از کجا شروع کنم ولی من یه دختر مذهبیم که داخل یه خانواده خیلی خوب بزرگ شده. هیچ کمبودی برام نذاشتن و ازشون خیلی از این بابت ممنونم.
اما خب همین امسال از یه پسری خوشم اومد که دوستانه و قشنگ با دخترا رفتار میکرد اما خب آخرش بخاطر غرور یا هر چی که اسمش رو بذاریم کاری کردم هم خودش اذیت بشه هم خودم و هم اطرافیانمون.
بعد ماجرایی که پیش اومد و اذیت هایی که شدیم من تصمیم گرفتم بهش اعتراف عاشقانه کنم و به عنوان یه دختری که مذهبیه خیلی از این بابت احساس شرم میکنم، حس میکنم دیگه بخاطر اینکارم کسی منو مثل قبل تحویل نمیگیره و بی آبرو شدم.چون اولین بارم بود از مردی خوشم میومد نمیخواستم تا صد در صد تلاشمو نذاشتم بیخیال بشم.
و اینم بگم که احساسم کاملا یه طرفه بود…
و خب این موضوع باعث شده دیدم نسبت به عشق و عاشقی یکم سرد بشه و به خودم شک کنم که واقعا عاشق کسی شدن کار درستیه یا نه.
لطفاً اگه میدونید باید در حال حاضر چیکار کنم راهنمایی کنید.
- mobina 4 روز قبل سوال کرد
- آخرین ویرایش 3 روز قبل
ببین خانوم من حوصلم سر رفته و سر رشته ای ندارم و نظر من اینه:
اول اینکه با مذهبی بودن شما این از این نوع رنج های ذهنی و دردسر های شرعی مسیحی یا شیعی یا هندی و… تموم رها نمیشی…
دوم اینکه دیدگاه من نیمه علمی و عرفانیه و نه هر عرفانی، شاید سمت و سویی از باگوان شری راجنیش باشه یا… نمیدونم و نمیگم درست میگم یا از کسی میگم صرفا داره حرف میزنم…اتفاقا فکر کن یه دیونه داره باهات صحبت میکنه…
عشقی که تو جامعه یاد دادن اصلا عشق نیست و تا این رو نفهمی هر دیدگاه مسخره ای که جامعه داره تو هم بهش پیدا میکنی اول باید تعریف ها رو یاد بگیریم، عشق یعنی وضعیتی از بودن در حضور و آگاهی و یگانگی… البته اگر اشتباه نکنم…
این اتفاقی که به اصطلاح به عشق ربطش میدن درواقع عشق هم هست و هم نیست، حالتی از بخش فیزیکی و حیوانیه عشق یا بخش دیگر که ذهنی و حس وابستگیه میشه این عشقی که تو جامعس، پایین ترین شکل عشق که فرکانسش در این ابعاد منعکس شده. پس من الان اینو عشق نمیدونم چون اون عشق اولیه که عرفانیه در نظر دارم، پس الان میتونم ذهنی نظر بدم که وضعیت شما عشق نیست و شهوت یا حس وابستگی یا هر حس دیگه که وابسته کنندس هستش و با توجه به اینکه تمام انسان ها و موجودات جهان فقط برای منفعت قدم بر میدارن و منفعت از نیاز سرچشمه گرفته و نیاز از ترس یا طمع به وجود میاد، شما برای همین یه طرفه بودی چون منفعت طرف مقابل رو هیچ توجهی نکردی و فقط دنبال منفعت خودت بودی و اصلا منفعت خودتو کامل و صادق به طرف مقابل نگفتی و شرایط محیطی که درش هستی رو نسنجیدی!
الانم بیخیال شو با اینکه سخته، اگه نیاز جنسی داری یجوری حلش کن و اگه وابستگیه ذهنی داری بازم باید یه جوری حلش کنی که کاملا ازبین نمیره میشه گفت، مگر به روشنضمیری و بی ذهنی رو بیاری که فک نکنم این کارا رو کنی و خیلی مسیر های انحرافی میشه گفت ۹۹ درصد مسیر های انحرافی و مسخره سر راهت میاد…
شبا یا هر موقع تونستی یه جای آروم و راحت بشین، چشماتو ببند، نزدیک ترین سیاهی پشت پلک هاتو نگاه کن، بعد همزمانه باهاش بدون تصویر سازی و فکر کردن و بی حرکت تا جای ممکن، به مرکز مغزت توجهتو ببر و سعی کن در لحظه باشی و کاری نکنی و فقط باشی و آگاه باشی از انجام شدن ها و بدن و فکر هات… تا ۳۰ دقیقع انجام بده شاید اگر درست گفته باشم کاری کنه که آگاهی خودت بیشتر بشه…
- ▪︎☆▪︎☆▪︎ به 2 روز قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 3 ساعت قبل
سلام و روزتون بخیر باش.
اولا خوشحالم که دوستان شروع کردند از همفکری دیگران استفاده کنند . شاید بقیه کاربران تخصص روانشناسی نداشته باشتد ولی به هر حال هر شخصی دارای تجربیاتی هست . و شاید تجربیات دیگران کمکی برای حل مسایل بوجود اومده برای بقیه کاربران باش.
خب از مسئله اصلی دور نشیم.
ببینید در متنتون گفتید به خاطر غروری که داشتید یه کاری کردید که باعث ادیت خودتون و اون آقا شدید . ببینید باید توجه داشته باشیم که کلا خانم ها دارای غرور هستند ،و این یه امر طبیعی هست . و پسرها و اقایون باید بتونند با این نوع برخورد خانم ها ، رفتار درستی بکنند . و اصلا برداشت درستی از غرور خانم ها داشته باشند.
در خصوص اعتراف به دوست داشتن ، به نظرم این یه تفکر اشتباه هست که خانم ها نباید اعتراف کنند . دوست داشتن یه مسیله ای هست که با بیان کردن حرفها ، زیبایی هاش مشخص میشه. چه بسا بعد از بیان کردن اعترافات دوست داشتن ، کار به ازدواج ختم میشه .ولی یه نکته را باید مد نظر داشته باشیم . زمان اعتراف به دوست داشتن و بیان کردن حس عشق به هم دیگه نباید سریع بعد از چند روز صحبت کردن باش. ابتدا باید مدتی با هم صحبت کرد و با اخلاق هم اشنا شد و در نهایت ببینیم ایا اخلاق هم با هم سازگار هست . چون گاهی بیان کردن احساس قبل از اشنابی کامل ، باعث سو استفاده طرفین از هم میشه.
در خصوص واژه بی آبرو شدن ، این یه فکر اشتباه هست . هر کسی در طول زندگی میتواند اشتباهاتی کنند . ولی هر اشتباهی ، میتونه باعث تجربیاتی بشه . یکی با فردی که لایق دوستی نیست رابطه تلفنی برقرار میکنه . و یکی هم با یه نفر که اصلا لایق نیست ، رابطه جن،سی برقرار میکنه. هر ۲ اشتباه هم ، به خاطر عدم شناخت طرف مقابل هست .ولی هر کدام باعث یه سری مسایل میشه ولی اصلا با هم قابل مقایسه نیستند .
پس با این کاری که شما گفتید ، شما بی آبرو نمیشید . ولی خب بهتر هست به خاطر شرایط خانواده ، کمی با اطلاع و با دقت در رابطه دوستی ورود کنید .
و در آخر این مطلب را خوبه بگم .همیشه سعی کنید برای رابطه ای تلاش کنید که ۲طرفه باش . چون اگه برای رابطه ۱ طرفه تلاش کنید ، بعد از عدم موفقیت در ایجاد رابطه دوستانه ، سرخورده میشید و دلسرد میشید و اگه در زمان دیگه ای فرد دیگه ای به شما ابراز علاقه کرد و یا درخواست رابطه دوستانه کرد ، شما به خاطر تجربه قبلی که دارید از قبول این رابطه دوستانه جدید امتناع میکنید .
- Closefire به 2 روز قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 3 ساعت قبل
با درود🪷
برای من چند تا سوال وجود داره:
اینکه آیا شما واقعاً عاشق بودید؟
نسبت به حستان چه قدر اطمینان دارید؟ اصلاً چه قدر این احساس رو میشناسید؟
آیا این حس برای شما صرفاً هیجانی گذرا نبود؟
این حس از کجا آمد و چگونه؟
…
اگر بخواهم فرض کنم که شما واقعاً عشقی عمیق و از سر معرفت را تجربه کرده اید، اگر پیش از ابراز علاقه سوال میکردید به شما میگفتم که ابتدا از احساس طرف مقابل مطلع شوید و بسته به شخصیت ایشان ابراز علاقه کنید؛
به یاد دارم روزی در فضا مجازی فیلمی پخش شد از خواستگاری یک مجری(همکار آقا) از همکارش در پخش زنده؛ جواب آن خواستگاری منفی بود آنهم در پخش زنده!
مردم میگفتند که چرا آن مجری (همکار خانم) جواب مثبت نداد و به زیر میز فرار کرد؟ آبروی همکاری را که جلو دوربین خواستگاری کرده بود ریخت!
اما در واقع اشتباه از آن آقا بود، اشتباه آن مجری این بود که بدون اطلاع از احساس طرف مقابل آن هم جلو مردم از همکارش خواستگاری کرده بود!
میخواستم به شما بگویم که شرایط را باید سنجید و سنجیده عمل کرد روش بیان و شرایط بیان و زمان بیان همه اینها مهم است.
به علاوه شما باید برای احساسات طرف مقابل تان ارزش قائل باشید و به او هم حق اظهار نظر بدهید، و اگر این حق را برای او محفوظ بدارید پس هیچگاه از جواب منفی او جز به علت فراغ یار نخواهید رنجید!
احساس میکنید که آبروتان رفته؟
اشتباه میکنید، حتی اگر حس شما عشق نباشد و هیجانی گذرا باشد این طبیعت شماست، و اگر عشق باشد مایه سرفرازی شما!
شما ارزشمند هستید پس احساساتتان هم ارزشمند هستند (آنها ارزش بیان شدن دارند)
با این حال بنظر من بهتر است احساسات کم ارزش که هر روز سمتی را نشانه میگیرند بی توجه باشید(بیانش نکنید) اما اگر روزی عاشق شدید بیانش کنید که احساسی ارزشمند است!
عشق چیز خوبی است، دفعه بعد پیش از ابراز علاقه از دو چیز کاملاً مطمئن شوید: علاقه خودتان، علاقه فرد مورد علاقه تان!
موفق باشید🙏🏻
- hasti به 3 روز قبل پاسخ داد
- آخرین ویرایش 3 ساعت قبل