عذاب وجدان مرگ یه پرنده رو دارم.....

4
0

سلام . من در کار پرورش پرندگان هستم ……. متاسفانه باید بگم که پرورش حیوانات شغل وحشتناکی است……
وقتی جوجه هستند بیچاره ها مدام بیمار میشوند و تلف میشن وقتی بزرگ میشن با ید سرشان را ببری و بکشی شان!من هرگز نمیتونم تصور کنم که حیوانی به دست من بمیرد و تا حالا ین کار رو نکردم…… ولی هربار عده زیادی از اون ها بیمار میشن و اینقدر درد میکشند تا بمیرند
روحیات من خیلی حساسه و این باعث میشه برای تک تک جوجه هایی که میمیرند غصه بخورم ، ولی امروز یه کار وحشتناک کردم ، یکی از پرنده ها کمی کسل به نظر میامد ترسیدم مریض باشه و بهش یکم ماست و سیر دادم با قرص استامینوفن فرداش مرد ………. قسمت وحشتناک این بود که وقتی به دامپزشک گفتم چی شده گفت ماست رو با هیچ قرصی نباید بدید و این باعث شده سنگ کوب کنه ………. حالا مرگش تقصیر منه در حالی که شاید حتی بیمار هم نبوده باشه………
نمیدانم چرا اینو اینجا نوشتم ولی دارم از عذاب وجدان میمیرم……
خدایا تو این مدت من جوجه های زیادی رو دیدم که از بیماری مردن و همکاری هم براشون کردم تا خوب بشن ولی واقعن این یکی تقصیر من شد. به خدا نمیدونستم سنگ کوب میکنه وگرنه نمی دادم …….. منو ببخش

ترو خدا بقیه شونو حفظ کن
پول مهم نیست
فقط سالم نگهشون دار

جنسیت؟
خانم
سن شما؟
کمتر از 20
وضعیت تاهل؟
مجرد
آیا عاشق هستید؟
خیر
از دید شما خوشبختی چیست؟
یعشق یعنی نسبت به تک تک موجودات زنده عشق بورزیم
  • کوهستان 5 سال قبل سوال کرد
  • آخرین ویرایش 5 سال قبل
0
0

سلام

من یه ماهی بود که اصرار داشتم یه حیوون خونگی داشته باشم تا اینکه چند روز پیش مامانم برام دو تا جوجه اردک خرید

من توی اینترنت غذایی که میخورن رو سرچ کردم و بهشون دادم و یه جا براشون درست کردم که بمونن خیلی سرحال بودن و به اندازه کافی آب و دون میخوردن

تا اینکه دیروز من بردمشون حیاط تا توی آفتاب بازی کنن و بعد یه تشت پر از آب پر کردم تا توش شنا کنن و بعد بردم گذاشتمش توی سبد

نیم ساعت بعدش برگشتم دیدم دارن جون میدن خیلی حالم بد شد و بغض کردم

بعد رفتم و گوگل سرچ کردم که علت مرگ ناگهانی جوجه اردک چیه بعد دیدم که نوشته نباید تا چهار یا پنج ماهگی خیس بشن چون اون موقع سرما میخورن و تلف میشن

من اینو نمی‌دونستم و الان به خاطر بی مسئولیتی من دو تاشونم مردن تقصیر من بود و الان دو روزه که فقط عذاب وجدان گرفتم و ناراحتم و هعی به خودم میگم کاش من به جاشون مرده بودم

سن پاسخ دهنده؟
بین 20 الی 30
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
2
0

سلام ۳ روزه که حالم به شدت بده طوطی برزیلی که از نوزادی بزرگ کردم یک بازار گربه گاز گرفت و شب و روز بهش رسیدم و خوب شد بد از یک سال پسرم اومد زیر در به چیزی بندازه که گربه نگیرتش اومد برگرده رفته بود پشت پاش و له شد و بال هاشو باز کرد تا بقلش کردم تو بغلم مرد . پسرم عاشقش بود و انگار رفت تو شوک و من مدام گریه کردم جوری که نفسم بند اومد ولی پسرم گریه نکرد و تمام مدت بغض و تو گلوش میدیدم و فرداش پشت سره هم استفراغ می‌کرد الان بخاطر ه پسرم دیگه جلوش گریه نمیکنم ولی خیلی حالم بده و اون صحنه از ذهنم نمیره چون واقعا مثل یه بچه بزرگش کردم و عاشقش بودیم اصلا انگار با همه موجودات زمین فرق داشت از بس عشق بود الان میخوام هم پسرم که تو سن بلوغه ۱۳ سالشه این صحنرو از یادش ببرم هم درد قلب خودمو برای پرنده ی قشنگم خوب کنم از اینکه دیگه نمیتونم بروز بدم جلو پسرم اینجا نوشتم

سن پاسخ دهنده؟
بین 30 الی 45
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
  • آزاده به 6 ماه قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 6 ماه قبل
1
0

سلام من دارم میمیرم نمیدونم چیکار کنم یه جوجه اردک داشتم بزرگ میکردم خیلی گوگولی و فضول الان یک هفته بود که اومده بود خونه ما

امشب بهش غذا دادم یکم پیشم چرت زد و من گذاشتمش داخل جعبه تا بخوابه تا صبح

ولی این اردک انقد فضول شده بود که خودشاونقدر بالا پایین پرید تا در جعبه باز شد اومد پیشم که بخوابه من هم خیلی معمولی نشسته بودم انقد قشنگ خوابیده بود که دلم نیومد بزارمش داخل حدودا یک ساعت بعد خواستم برم بیرون از اتاق داشتم قدم برمی‌داشتم فکر کردم پشت سرمه نمیدونم چه‌طور از من جلو زده بود تا پامو گذاشتم زمین صدای شکستگی شنیدم بچه موندهربود زیرپام اصلا ندیدیمش واقعا نمیدونم چرا اینجوری شد قبلا فقط پشت سرم راه می‌رفت ولی یهو اومده بود از من جلوتر وای خدایا خواستم نگاش کنم پاشد راه رفت یهچیزایی ازش آویزون بود خودشو رسوند پشت در فهمیدم روده هاشه خواستم در رو باز کنم کمک بخوام حتی از جلوی در کنار رفت ولی جیک جیک کنان مرد همینطور که داشت روده هاش میومد بیرون ای کاش میمیردم نمیدونم چیکار کنم نمیخواستم همیچینکاری کنم کاش میمیردم نمیدونم چیکار کنم باورم نمیشه اینهمه مواظبش بودم بعد خودم کشتمش کاش میمردم نمیدونم چیکار کنم نمیدونم چیکار کنم کاش منیزدم کاش میمیردم ای کاش میمردم کاش میمردم کاش میمردم فردا قرار نیتس با صدای جیک جیک بیدار شم کاش میمیردم الان من چیکار کنم چرا اینطوری شد چرا ندیدمش چرااااااا کاش میمردم کاش میمردم ای کاش میمیردم چه قدر دردش اومده کاش میمردم کاش پام بشکنه کاش میمردم باورم نمیشه مرده کاش میمردم کاش میمردم کاشم میزدم کاش بمیرم چرا من ایجوری کردم چرا بیشتر دقت نکردم دلم میخواد بمیرممممم خیلی کوچیک بود داشت دمش درمیومد کاش میمردممم ای کاش میمردم

سن پاسخ دهنده؟
بین 20 الی 30
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
  • س به 9 ماه قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 9 ماه قبل
1
0

سلام.من یک قناری جوجه داشتم بزرگش کردم میخوندزیاد.بهش غذای چرب داده بودم کبدش بیمار شده بود.وهمون باعث شدبردمش پیش دامپزشک سه تا قطره دادگفت قارچ گرفته دوتاشومیریختم توآبش یک نیستاتین هم هر۸ساعت تودهنش یه قطره.یهونمیدونم زدبه سرم گفتم بزارایناروهم تودهنش بریزم مال اسیدی کردن معده بودنمیدونستم اسیده وگرنه بیشترحواسموجم میکردم.قطره روفشاردادم دیده نمیشدنگوازونورهم شره می‌کنه توچشمش کورشدتوحلقشم زیادرفته بودتافرداش صبر کردم یهویی مرد.مریضیش جوری نبودبمیره سرحال بود.میخوند.دارم دیوونه میشم .ای خداجون منویگیرراحت بشم.چرانبردمش اورژانس شستشوبده من خاک برسرت.الانکه دارم می‌نویسم اشک چشام نمیزاره کارکرده صفحه رو.مادرم میگه یادت می‌ره امانه نمیره.خدایاایناکه تو کشتارگاه کار میکنن چه دلی دارن من غیرعمد کردم.اوناعمدی میکشن انگارنه انگار.همه حیوونارودوست دارم اما عاشق پرنده‌ام.واسم دعا کنین که بااین دردکناربیام.ممنون ازهمتون

سن پاسخ دهنده؟
بین 30 الی 45
جنسیت پاسخ دهند؟
آقا
-1
0

عذاب و وجدان برای پرنده عروس هلندی مرده

سن پاسخ دهنده؟
کمتر از 20
جنسیت پاسخ دهند؟
آقا
  • امین به 1 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 1 سال قبل
0
0

من یک طوطی برزیلی داشتم ۷ساله که نگه داری اش میکردم باهم خیلی خوب بودیم آب تنی میکرد خیلی خوش بود امروز خ خیلی عصبی بودم و گرفتم زدمش وضربه مغزی شد مرد الان خیلی اذا وجدان دارم واصلا نمی تونم قبول کنم مرده واقعا برای خودم متاسفم تروخدا یکی جواب منو بده دارم میمیرم از اذ وجدان آرزو میکردم خودمو میکشم ولی اون اتفاق نمی افتاد

 

سن پاسخ دهنده؟
بین 20 الی 30
جنسیت پاسخ دهند؟
آقا
  • محمدرضا به 1 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 1 سال قبل
1
0

سلام منم خیلی حالم بده یک طوطی کوتوله داشتم که از ۱۰ روزگیش بزرگش کردم با سرتگ بهش غذا میدادم و کلی مراقبش بودم و سالم و بازیگوش بزرگش کردم ، همیشه هم تو دست پای خودمون بود و تازه همین چندروز پیش دونخور شده بود و پرواز یادگرفته بود . دو روز پیش صبح خواهر کوجیکترم گذاشتش کنار من که خواب بودم و بهم گفت میخواد بزارش تو قفس و من نمیدونم چه فکری کردم که گفتم نه بزار همینجا باشه ، به خیال خودم میخواستم از خواب پاشم و بوسش کنم و … ، ولی بیدارنشدم و سه چهاربارم گذاشتمش تخت کناری ولی همش برمیگشت پیشم که مثله اینکه اومدی کنارم و منم قلط زدم و روش خوابیدم و جوجه ی بیچارم خفه شده . از شدت عذاب وجدان نمیتونم گریه کنم حتی انقدر ۸الم بده ، کاش من میمردم و اون زنده میموند . فقط اگر یک لحظه به خواهرم میگفتم بزارتش تو قفس این اتفاقا نمیفتاد یا اگه زودتر پامیشدم و میزاشتمش کنار . خدایا ، به قدری از خودم متنفرم که دیگه رو تختمم نمیتونم بخوابم . شما فکرکن جوجه ای مثله خونوادم دوستش داشتم و صبح ییدار شدم دیدم کنارم مرده . معلوم نیست چقدر درد کشیده. الهی بمیرم من. تا عمر دارم هیچ موجود زنده ی دیگه ای رو نمیارم پیش خودم. متنفرم از خودم که جوجه بیچاره بازیگوشمو اینطوری کشتم‌ کاش همیتطوری بمیرم خودم . لطفا یک راهکار بدین حتی بزور میتونم بخوابم چون مدام اون تصویر تو ذهنمه.

سن پاسخ دهنده؟
کمتر از 20
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
  • رکسانا به 2 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 2 سال قبل
0
0

سلام خیلی حالم بده دوتا مرغ عشق داشتیم بعد چند سال تخم گذاشتند بچهاشون بزرگ شدند من اینا را تا حدی دستی کرده بودم ی روز آوردم از قفس بیرون بال درآورد رو انگشتم نشسته بود یهو پر زد خورد تو دیوار یهو مرد الان کلی عذاب وجدان دارم چکار کنم بچه ای ک بزرگ کرد بود من دستی دستی کشتم خورد تو دیوار الان اون یکی جفت تنهایی مامانش هم هست😭

سن پاسخ دهنده؟
بین 20 الی 30
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
  • Mansoorh به 2 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 2 سال قبل
1
0

سلام من ۴ سال پیش یه قمری خونگی پیدا کردم و بزرگش کردم همش پیش من می‌خوابید  و از دهن من دون می‌گرفت آزاد بود حتی تو بالکن میرفت و برمی‌گشت ،ماده بود خیلی خیلی زیاد تخم میزاشت خیلی هم از پرنده های بیرون کوچیک تر بود قمری هم براش آوردم جفت نشد این تخم گذاشتنش خیلی ضعیفش کرده بود گاهی اوقات بهش کلسیم و ویتامین میدادم ولی خیلی کم می‌خورد ،در کل بخوام بگم تو این ۴ سال ۵ بار خیلی ضعیف شد اینطوری بود که پاش چند روز لنگ می‌خورد و درست میشد یا مثلا ۲ هفته تکون نمی‌خورد بعدش خودش خوب میشد تا این اواخر ۲،۳ هفته ای بود راه نمی‌رفت ولی تکونش میدادم هم پرش سالم بود هم پاش هم غذا می‌خورد  احساس کردم از تنبلی ضعیف شده و چربیش از نشستن زیاد رفته بالا داروی چربی هم داشتم بدم چون قبل اینجوری شده بود بهش داده بودم خوب شده بود ولی میترسیدم بدم بهش برای این نباشه

همش تو فکر این بودم که این ضعیفه مثل همیشه ،همیشه هم میبردمش دکتر سریع خوب میشد یا وقتی میخواست تخم بزاره اینجوری میشد ۱۰ روزی تا این که بعد از ۲ هفته که تصمیم گرفتم ببرمش دیدم سینش خس خس میکنه هیمن که بردمش براش ویتامینه تزریق کردو براش کلسیم خارجی خریدم آوردمش خونه نفسش بند اومد

همش میگم کاش روزای اول میبردمش یا براش ویتامینه خارجی میخریدم احساس میکنم کمبود ویتامینی که من بهش ندادم باعث مرگش شده چون مثل اینکه اینا بیشتر عمر می‌کنند احساس میکنم کوتاهی از من بود هی میگم اگه زود تر می‌بردم شاید نمیمردو و ریش و خوب میشد بی نهایت دوستش داشتم نمیدونم از این عذاب وجدان چیکار کنم چون خیلی به من وابسته بود

واقعا فکر نمیکردم اینجوری بشه میگفتم مثل قبل خوب میشه

سن پاسخ دهنده؟
بین 20 الی 30
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
  • شیما به 2 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 2 سال قبل
-3
0

سلام . منهم یک مرغ عشق سبز داشتم که از کوچکی بزرگش کرده بودم پدر و مادرش بعلت تقصیر من که در قفس رو باز گذاشته بودم رفته بودند بیرون و از ترس دور شدند و راهشون رو پیدا نکردند و برنگشتند این مرغ عشق کوچولو با دوتا جوجه دیگه رو خودم بزرگ کردم تا بال و پر درآوردند و باهم بازی میکردند باز هم دوباره بدون توجه در قفس باز بود دوتا جوجه دیگه هم از قفس پریدند و گم شدند و کلی غصه خوردم این جوجه سومی کاملا دستی بود از دستهام دانه میخورد روی شانه ام مینشت برام حرف میزد براش یه جفت آبی رنگ خریدم نزدیک یکسال توی قفس بود گاهی تو محیط خانه پرواز میکردند و بازی میکردند چندبار تخم گذاشتند ولی فقط یک جوجه زردرنگ از تخم درآمد و بزرگ شد. تا اینکه همین تعطیلات آخر میخواستیم بریم سفر کارها عجله ای شد و غذای کافی براشون نگذاشته بودم و ازین بدتر اینکه یک سیب نیمخورده گذاشتم تو قفسشون با اینکه میدونستم هسته سیب سمی هست ولی اصلا یادم نبود و عجله باعث شد نه غذای کافی براشون بگذارم و یک ماده سمی هم کنارشون باشه وقتی از سفر برگشتم دیدم که پرنده عزیزم بیجان و خشک افتاده پایین قفس معلوم بود دچار مسمومیت و مشکل گوارشی شده و از گرسنگی هسته سیبها رو که هیچوقت نمیخورد خورده و مرده..توی باغچه خونه خاکش کردم. البته خدارو شکر جفت آبی و جوجه زردرنگ طوریشون نشد

سن پاسخ دهنده؟
بین 30 الی 45
جنسیت پاسخ دهند؟
آقا
  • احسان به 2 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 2 سال قبل
0
0

سلام من هم عذاب وجدان برای مرگ عروس هلندیم رو دارم گفتم شما که تووکار پرورش پرنده هستید شاید کمکم کنید پرنده من ۸ ،۹ ماهه بود بزرگش کرده بودم یه روز پرواز کرد و رفت ولی دو روز بعد پیدا شد و سه چهاررروز بعد از پیدا شدنش مریض شد مبگن تو فرار کردنش ار خونه مریض شده بوده  و پنج روز مریضیش طول کشید همون روزی که دیدم مریضه بردمش دکتر ولی خوب نشد چند روز بعد دوباره بردمش و پس از دادن دارو تو خونه مرد خیلی عذاب وجدان دارم و همش میگم کاش داروش رو نداده بودم یا کاش کمتر میدادم شاید اوردوز کرده الان نزدیک ۶ روزه مرده ولی من یه بند گریه میکنم اطرافیان هم مسخره م میکنن  و میگن پرنده که مریض شد دیگه میمیره هر کاری هم بکنیش ولی من باز آروم نمیگیرم لطفا راهنماییم کنید شاید حرفای شما منو از این عذاب وجدان دربیاره .

سن پاسخ دهنده؟
بین 30 الی 45
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
  • زینب به 3 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 3 سال قبل
0
0

براش دعا کن فاتحه بخون و از جوجه‌های دیگه حمایت و نگهداری کن شما تلاش کردی که اون حالش خوب باشه اما متاسفانه شرایط جور دیگری شد نگران نباشید و به خدا توکل کنید و اگر اینقدر این شغل براتون سخته چرا شغلتون رو تغییر نمی‌دید؟
البته شاید حضور شما در چنین محیطی برای همدلی با این موجودات نازنین مورد نیاز باشه ان‌شاءالله سلامت باشید 🌺

سن پاسخ دهنده؟
کمتر از 20
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
  • زهرا به 5 سال قبل پاسخ داد
  • آخرین ویرایش 5 سال قبل
1
0

سلام وقتی خودت هم میدونی عمدی نبوده غصه چرا ی مدت بگذره ناراحتیت رفع میشه فعلا داغی

سن پاسخ دهنده؟
بین 30 الی 45
جنسیت پاسخ دهند؟
خانم
نمایش 13 نتیجه
پاسخ شما
پاسخ شما پس از تایید و حداکثر 48 ساعت قابل مشاهده خواهد بود.لطفاً رعایت ادب و احترام به دیگران را رعایت فرمایید و دیگران را بدون قضاوت و با این تصور که دیگران عزیزان شما هستند پنداشت نمایید.حسن همدردی شما به دیگران حائز تقدیر است.
شما عزیزان می توانید بدون نیاز به عضویت و ورود، به درد و دل های عمومی پاسخ دهید.در صورت تمایل و کاملاً اختیاری برای بایگانی پاسخ ها و تخصیص امکانات بیشتر می توانید در سایت ثبت نام نمایید.
نام*
ایمیل*
وب سایت
سن پاسخ دهنده؟*
جنسیت پاسخ دهند؟*
تشخیص انسان از ربات مخرب
به بالا بروید
question