تو خونه ی ما دختر بدبخته. مادر ازش متنفره چون خانواده ش دختر رو عار میدونستن. برا همین با ۴ تا دختراش نساخته. دختر بزرگه برا ی عالمه بچه ی بعد خودش مادری میکرد بچه داری و خونه داری میکرد حتی کار میکرد و پول میداد. منتها خوشگل نبود و خواستگارایی که داشتم رد میکرد و یا اونا نمیخواستنش. مادرم به تحریک مادرش و بیشترم بخاطر اخلاقای بد خودش همیشه خواهر بزرگمو آزار میداد فحاشی میکرد اونم مادرمو کتک میزد و مادرم میرفت قهر و مادرش یعنی مادربزرگم بیشتر فتنه میکرد و مادرم برادرمو مینداخت جون خواهرم و البته برادر بزرگم خودش ی تنبل بیشعور بود که خواهرمو کتک میزد و پدرم که شهر دیگه کارگری میکرد و دیر به دیر میومد کنترلی رو خانواده نداشت و خیلی براش جدی هم نبود. خواهرم انقدر تحت فشار بود که از خونه فرار کرد و سالهاست که رفته و ندیدمش. فقط سرکوفتش مونده برامون. همه طردمون کردن چون هم فقیر بودیم هم ننگ داشتیم. خواهر دومم سالها افسردگی داشت ی شبه کل موهاش سفید شد و خواستگاری براش نیومد. برادر بزرگم ازدواج کرد و من و خواهر کوچیکم تصمیم گرفتیم درس بخونیم و پیشرفت کنیم . بقیه برادرام هم دنبال کار و زندگی نبودن و خلافکار شدن.اونام مث برادر بزرگم که خواهرمو اذیت میکرد ما رو اذیت میکنن ازمون توقع زیاد دارن. توقع دارن ما که کوچکتریم براشون زن بگیریم. خرج بدیم. مادرمم پر توقع شون میکنه. پدرمم بخاطر بیماری مادرم و نداشتن رابطه بیشتر علیه مادرم جو راه میندازه و همه با ماررم سر ارث پدری درگیر هستن. ما همه مجرد هستیم. با اینکه زیبا پاک تحصیلکرده و شاغل هستیم ( من و خواهر کوچیک و دومی و برادر کوچیک)موقعیت ازدواج نداریم
فقط داداش کوچیکه که مث من و خواهر کوچیکه درس خوند و حسابی کار کرد منتها بخاطر شرایط کاری سخت بخاطر خانواده مشکل دار و پر تنش خیلی عصبیه و دو بار تا حالا برا من سر سوء تفاهم لفظی چاقو کشیده و جدی قصد کشتن داشته ولی بعد پشیمون شده.
برادر بزرگترم ازدواج کرد اما پدرم و فامیلش مسایل خانوادگی مونو برا خانمش گفتن و اون هم سرکوفت برادرم زد و کارشون به طلاق کشید و برادرم معتاد شد و فوت کرد
برادرای دیگه م دوتاشون که خلافکار شدن از ما طلبکارن که شما باعث بدبختی ما هستید باید ما زن میگرفتیم می آوردیم تو خونه که به راه خلاف نمی رفتیم در حالیکه هر دو مث پدرم بی مسیولیت و تنبلن
برادر دومیم پنجاه سالشه خودشو با ما دخترا مقایسه میکنه هیچ کمک خرجی نمیده حتی خرج خودشو نمیده حتی یارانه شو نمیده و درآمدشو پس انداز میکنه و از جیب ما میخوره اگرم مثلا ی بار بهش خدمات نرسونیم ساعت دو نصف شبم باشه داد و فریاد راه میندازه و باهامون گلاویز میشه و میگه من پسرم دوبرابر شما سهم دارم اینجا و کتک کاری راه میندازه
در حالیکه پدرم زنده س
ولی با اونم دعوا میکنه و پدرم پیره و قدرتی نداره
مادرمم به ما فحاشی میکنه و بهتان میزنه و مجرد بودنمون رو سرکوفت میزنه
خواهر دومیم شده نوکر خانواده
۵۰ سالشه
شده پرستار مادر و پدر ( که رفته روستا چون میخواسته زن دیگه ای بگیره و با مادرم درگیره)
و واسطه و میانجی دعواها
خواهر کوچکترم در رقابت با من و بسیار نامرد طوریکه میخواد منو از چشم همه بندازه و حسابی رو مخ منه
برادر دومی ی بی عرضه س که همین امشب من رفتم در یخچال برا گربه م شیر بریزم گفتم چقدر شیرش کم شده گفت منظورت منم؟ یعنی من خوردم؟ گفتم نه من اسم تو رو نگفتم گفت چرا منظورت منم گیلاسم به من ندادی؟ و کتکم زد
مادرمم آتیششو تند میکرد چون معتقده دختر حق مالکیت نداره باید پولشو بده به برادر خودشم ارثشو داده برادرش
خواهر کوچیکمم خوشش میومد که من خوار باشم چون معتقده من بی عرضه و ازدواج نکردم و ماشین ندارم
خب چکار کنم اون موقع که خواستگار داشتم عقل نداشتم رد میکردم ولی اگرم میخواستم جواب مثبت بدم می آوردمشون تو کدوم خانواده؟
پدر و مادری که جدا از هم زندگی میکنن؟ جلو مردم همو کوچیک میکنن؟ پشت سر هم حرف میزنن؟ برادرای بی عرضه ی خلافکارم؟
خواهر کوچیکم خیلی ببشعوره همیشه تحقیرم میکنه و مشکلاتمو سرگوفتم میکنه
آخه من واقعا بدبختم هر جا رفتم سر کار پسرا عاشقم شدن دخترا و زنها زیر آبمو زدن برام دردسر درست کردن
بعدم من ولخرجم خب خونه خرجی میخواد پدرم نه درآمد داره نه بازنشستگی
ما هم دوست داریم وسایل زندگی مون خوب باشه
من برا خونه خرج میکنم و جمع نمیکنم
خواهرم خودش جمع میکنه و منو تحقیر میکنه و با دیگزان مقایسه میکنه
برادر کوچیکم کیس ازدواج پیدا نمیکنه چون دختر امروزی نه ول و واز ولی خوشتیپ و با اعتقاد میخواد که نیست اصلا و سخت پسندم هست و سنش رفته بالا و ناامیده
کارشم خیلی سخته استرس زیاد داره
من نه خواستگار دارم نه پس انداز نه خانواده نه خدا بهم رحم میکنه
من به همه خوبی میکنم ولی همه ازم توقع دارن و تنهام
من انقدر تو خونه تحقیر شدم که هیچکس قبولم نداره
من تنهام
من خسته م
- سحر 3 هفته قبل سوال کرد
- آخرین ویرایش 1 روز قبل